مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب آزمایش صداقت در میدان شاگردی
امتیاز کاربران 5

تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن تولیدگر گرافیک

فاطمی هستم. از تاریخ 16 آذر 1393 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن تولیدگر گرافیک تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 147 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
آزمایش صداقت در میدان شاگردی

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ جمعه, 10 آذر 02

 

-دم در آورده است. یادش رفته چه کسی به اینجا رساندتش.
+کی؟ خدا؟
لحظه ای مکث می کند.

- من بهش فضا دادم و هر چی بلد بودم را صادقانه یادش دادم. کلاسهایم را دادم به او تا کار یاد بگیرد و درس بدهد. حالا که مدرکش را گرفته، زیر آب مرا می زند. کلاس های مرا کنسل می کند.

آهی می کشد. بغض می کند. معلوم است قلبش شکسته است. سوخته است از این مزدی که به او داده اند. می گوید: "از رجبی تعجب می کنم. او که آدم فهمیده و باشخصیتی هست. چرا این حرف را زده؟" سری به تاسف تکان می دهد. می گوید و توضیح می دهد. با ناراحتی بسیار و غمی که قلبش را می فشارد و چهره اش را در هم می کند.
+به دل نگیر. اشکالی ندارد. دنیاست دیگر. کارش اگر غلط است، یک روز گرفتارش می کند. شما خودت را ناراحت نکن. بگذر.
-تقصیر من هست که با همه آدم ها صاف و صادقم. سواستفاده می کنند. باید دغل کار بشوم عین خودشان. دیگر با او کاری ندارم. در حد سلام علیک فقط.
+ این هم یک مدل آزمایش هست دیگر. بی خیال دیگران. تو که همیشه کار درست را انجام میدهی. ولو ازت سواستفاده بکنند.
چهره ی غمبارش در فکر فرو می رود.
+ماییم و اعمال خودمان، نه؟
-آره
+پس بی خیال دیگران. راه درست و کار درست را انجام می دهیم. برای خدا. مثل قبل با او برخورد کن. حتی مهربان تر. خدا می بیند.
لبخند می زنم. او هم لبخند تلخی می زند. نفس عمیقی می کشد. کمی آرام شده است. می گوید :" ان شالله"
+خداقوت بدهد الهی. خدا از شما راضی باشد همیشه
-ان شالله. ممنونم که آمدی و گوش دادی و حرف زدیم
+منم ممنونم که شما اینقدر خوبی. دوست گلم

چهره اش خیلی آرام تر از دوساعت قبلی است که دیدمش. باخودم کلنجار می رفتم بپرسم "چرا اینقدر گرفته ای؟" یا نپرسم. خوشحالم که پرسیدم. ممنونم خدایا. 

-----------------------------------

#داستانک

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما