در مورد علم غیب، حتّی در موضوعات خارجی باید بگوییم: اگر چه خداوند در آیات فراوانی علم غیب را مخصوص به خود میداند: {وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ}؛(62) «و کلید خزائن غیب نزد خداست، کسی جز خدا بر آنها آگاه نیست.» و نیز میفرماید: {وَ للَّهِِ غَیْبُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ ؛(63) «و علم غیب آسمانها و زمین مختص خدا است.» و میفرماید: {قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاَّ اللَّهُ ؛(64) «بگو [ای پیامبر] هیچ کس از آنان که در آسمانها و زمین هستند به جز خدا از غیب آگاهی ندارند.» ولی یک آیه هست که مخصّص تمام آیاتِ حصر غیب است، آن جا که میفرماید: {عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ ؛(65) «او آگاه از غیب است، پس احدی را بر غیبش مطّلع نمیسازد، مگر رسولان برگزیده خود را.» با جمع بین این آیه و آیات پیشین به این نتیجه میرسیم که علم غیب به تمام انواعش تنها مخصوص خداوند است، ولی به هر کسی که خداوند اراده کرده باشد، عنایت میکند و از آنجا که بعد از وفات پیامبرصلی الله علیه وآله در مسأله خلافت و جانشینی حضرت اختلاف شد، از قرآن به خوبی استفاده میشود که پیامبرصلی الله علیه وآله از غیب و آینده آگاهی داشته است و لذا از فتنهای که بعد از وفاتش در مورد خلافت و جانشینی پدید آمد مطلع بوده است.