آیا می توان گفت ارشاد جاهل و تعلیم نادان واجب است یا دلیلی بر وجوب آن وجود ندارد؟ تردیدی نیست که دعوت به خیر و امر به معروف یکی از واجبات مسلّم و قطعی اسلام است و ما پس از این و در جایِ خودش به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت و لذا جای شک نیست که دعوت کردن مردم به آموزش مسایل دینی و مسایل دیگری که برای دنیا و آخرتشان مفید و سودمند است جزو مصادیق دعوت به خیر است و اگر دعوت به خیر واجب است آن طور که از آیه ی «وَ لَتَکُن مِنکم اُمّهٌ یَدعونَ اِلی الخَیرِ»1 استفاده می شود لاجرم باید دعوت دیگران به این قبیل از خیر که برترین خیر است نیز واجب باشد، منتهی این واجب مانند امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است نه عینی.
و امّا ارشاد جاهل بیش از این و زیر عنوان آموزش علوم و تعلیم دیگران بعید نیست که گفت شود نسبت به آن چه که در قرآن کریم آمده است واجب است زیرا خداوند متعال می فرماید: «اِنَّ الَّذینَ یَکتُمُونَ ما اَنزَلنا مِنَ البَیّناتِ و الهُدی مِن بَعدِ ما بَیَّنّاهُ لِلنّآسِ فی الکتابِ اولئکَ یَلعَنُهُم اللّهُ وَ یَلعَنُهُمُ اللّاعِنُونَ»2 (آنان که آن چه را که ما از نشانه ها و هدایت ها فرستادیم و در کتاب خود بیان کردیم، پنهان کرده و می پوشانند، خدا و لعنت کنند آن ها را لعنت می کنند.) و نیز می فرماید: «اِنَّ الَّذینَ یَکتُمونَ ما اَنزلَ اللّهُ مِنَ الکِتابِ وَ یَشتَرونَ بِهِ ثَمَناً قلیلاً اولئکَ ما یأکُلُونَ فی بُطونِهِم اِلّا النّارًَ وَ لایَکِلّهُمُ اللّهُ یَومَ القیامهِ وَ لایُزَکّیهم وَ لَهم عَذابٌ اَلیمٌ»3 (همانا کسانی که کتابی را که ما فرستادیم کتمان می کنند و با آن بهایی ناچیز می خرند، درونشان پر از آتش می گردد و خدا در روز واپسین با آنان سخن نمی گوید و آنان را پاک نمی کند و عذاب دردناکی برای آنان است.)
همان طور که اشاره شد بعید نیست که گفته شود از این دو آیه استفاده می شود که بر هر مسلمانی واجب است که نشانه ها و هدایت هایی را که در قرآن آمده و مربوط به اصول و فروع دین است برای دیگران بیان کند زیرا وقتی از این دو آیه استفاده می شود که کتمان آن ها حرام است و خدا برای آن کیفر سختی قرار داده و لاجرم باید بیان آن ها که همان ارشاد جاهل و نا آگاه از آن هاست واجب باشد، چه این که کتمان آن ها جز ترک بیان و ارشاد جاهل به آن ها نیست پس باید کیفر یاد شده در این دو آیه، کیفر ترک واجبی چون ارشاد جاهل باشد و در نتیجه باید پذیرفت که ارشاد جاهل یکی از واجبات اسلام است هرچند که وجوبش، وجوب کفایی است نه عینی.
افزون بر این دو آیه، آیه یِ «نَفر» 4 نیز می تواند دلیل روشنی بر وجوب ارشاد جاهل باشد زیرا در این آیه آمده است که لازم و واجب است که از هر مردمی گروهی برای تحصیل مسائل دینی، کوچ کنند و همانا پس از یاد گرفتن دین و احکام آن مردمان خود را ارشاد کنند و آموخته های خود را برای آنان بیان کنند تا آنان به حقّ ارشاد شوند و ناگفته پیداست که از این مضمون به خوبی استفاده می شود که هم یادگرفتن مسائل دینی کفایی است و هم آموختن آن ها به دیگران که ما از آن به ارشاد جاهل تعبیر کردیم و افزون بر این بعید نیست که گفته شود ارشاد دیگران به دین و اصول و فروع آن نوعی یاری کردن رسول خدا و پیروی کردن از اوست که بدون تردید واجب است.
پی نوشت:
1⃣ آل عمران 104
2⃣ بقره 159
3⃣ بقره 174
4⃣ وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ [توبه 122] و نتوانند مؤمنان كه همگى به سفر روند. چرا از هر گروهى دستهاى به سفر نروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند، باشد كه از زشتكارى حذر كنند.
*واجب عینی آن است که بر همه واجب است و با انجام دادن عده ای از دیگری ساقط نمی شود مانند نماز و روزه
*واجب کفایی آن است که اگر عده ای آن واجب را انجام دهند، از دیگران ساقط می شود مانند جهاد و اجتهاد