مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب آیه صادقین و جواب شبهه فخر رازی
امتیاز کاربران 5

تولیدگر متن تولیدگر سایر تولیدگر گرافیک

قربانی امیر ابادی هستم. از تاریخ 23 آذر 1394 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولیدگر سایر تولیدگر گرافیک تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 33 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
آیه صادقین و جواب شبهه فخر رازی

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 15 آبان 02

این پرونده را با 109 اثر دیگر آن ببینید


آیه ی «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ»توبة/119

نزول آیه صادقین
مفسران درباره شأن نزول آیه شریفه چنین نوشته اند: 
سه نفر از مسلمانان به نام کعب بن مالک و مرارة بن ربیع و هلال بن امیه، از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر اکرم(ص) سر باز زدند، ولی این به خاطر نفاق آنها نبود، بلکه فقط به خاطر سستی و تنبلی بود؛ اما چیزی نگذشت که آنان از این کار پشیمان شدند.


آنان هنگام برگشتن پیامبر اکرم(ص) به مدینه، حضور آن حضرت(ص) آمدند و عذر خواهی نمودند، اما پیامبر با آنها سخنی نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که کسی با آنان سخن نگوید. 


بالاخره آن سه نفر در محاصره اجتماعی قرار گرفتند و حتی فرزندان و همسران آنان نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و از آن حضرت(ص) اجازه جدایی از آنان را درخواست نمودند. ولی پیامبر(ص) به آنها این اجازه را نداد، اما دستور داد که به آنها نزدیک نشوند.
آن سه نفر برای رهایی از این فشار اجتماعی و رسوایی بزرگ از شهر خارج شدند و به کوههای اطراف مدینه پناه بردند. آنان حتی در آنجا نیز از یکدیگر جدا شدند و به تنهایی مشغول گریه و زاری گشتند و منتظر قبولی توبه خود بودند. 


 پس از گذشت پنجاه روز توبه و تضرع به درگاه الهی، توبه آنها پذیرفته شد و آیه مذکوردرباره آنها نازل گردید. (مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، 5 :120)

 

فخر رازی از بزرگان اهل سنت در تفسیر این آیه میگوید:
نحن نعترف بأنه لا بد من معصوم في كل زمان ، إلا أنا نقول : ذلك المعصوم هو مجموع الأمة ، وأنتم تقولون : ذلك المعصوم واحد منهم ، فنقول : هذا الثاني باطل ؛ لأنه تعالى أوجب على كل واحد من المؤمنين أن يكون مع الصادقين 
ما به اینکه این آیه دلالت بر وجود معصومی در همه ی زمانها میکند معترفیم ولی میگوییم آن معصوم مجموع امت است!! ولی شیعه معصوم را یک فرد میداند.پس میگوییم دومی یعنی 1 شخص بودن معصوم باطل است زیرا خداوند واجب کرده است بر همه ی مومنین که با صادقین باشند...
تفسیرکبیر فخر رازی - ذیل آیه ی شریفه

اما پاسخ فخر رازی:

مراد از صادقین در آیه
 دو احتمال دارد: 
             الف – عموم مردم   
              ب - گروه خاصی از مردم 
دو قرينه و شاهد و دليل بر ادّعای اخیر وجود دارد:
اگر«صادقين» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، بايد مى‏فرمود:«كونوا من الصّادقين» نه «مع الصّادقين» چون همه بايد از راستگويان باشند، نه اين كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراين، از آنجا كه‏ «مع الصّادقين» گفته شده و پيروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏شود، منظور افراد خاصّ و برجسته‏اى هستند كه پيروى از آنها لازم گرديده است.



شاهد دیگر اين كه، ظاهر آيه نشان مى‏دهد اين همراهى و پيروى بى‏قيد و شرط است و چون همراهى و پيروى از صادقين بى‏قيد و شرط است پس لا بد صادقين مورد بحث، ضمانت الهى دارند و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏توانند هميشه از آنها پيروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، بايد از آنها جدا گردند.

کلام علامه بهبهانی

ایشان مي‏فرمايد: 

«دليل بر اين‏که مقصود از «صادقين» در آيه کريمه - چنانکه در احاديث فريقين آمده - امامان معصوم‏عليهم السلام است، اين‏که: اگر مراد از «صدق» که در عنوان «صادقين» مأخوذ است، مطلق راستي بود که شامل هر مرتبه‏اي از آن مي‏باشد و «صادقين» هر کسي را که متّصف به صدق در هر مرتبه‏اي باشد، شامل مي‏شد مي‏بايست در آيه کريمه (وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِينَ) به جاي (مع) (من) تعبير مي‏شد. و معناي آن اين بود که بر هر مسلمان لازم است از راستگويان باشد و از دروغ اجتناب ورزد. اما اين‏که (مَعَ الصّادِقِينَ) تعبير شده، دلالت بر اين نکته دارد که مقصود از صدق مرتبه خاص و ويژه‏اي است، و مقصود از «صادقين» نيز گروه مخصوص و ممتازي است. مرتبه کامل صدق همان عصمت و طهارت است که با وجود آن، راستي و درستي در گفتار و کردار به طور کامل محقق مي‏شود.

اگر مقصود از «صادقين» غير از امامان معصوم بود، با فرض اين‏که در ميان امت به نصّ آيه تطهير و اتفاق همه مسلمانان معصوم وجود دارد، لازمه‏اش آن بود که بر تمام انسان‏ها حتّي امامان معصوم لازم باشد که از غير معصوم پيروي کنند، و اين عقلاً قبيح است، و اين مرتبه و مقام جز در خاندان پيامبرصلي الله عليه وآله وجود ندارد.

شاهد ديگر اين‏که خداوند تمام مؤمنان را در اوّل آيه به تقوا و پرهيز از گناهان دعوت کرده و آن‏گاه آنان را به بودن با «صادقان» فرمان داده است، و بودن با آنان چيزي جز قرار گرفتن در قيد اطاعت آنان و پرهيز از مخالفت با آنان نيست، و امامت چيزي جز واجب بودن اطاعت امام بر مأموم نمي‏باشد.» (مصباح الهداية، بهبهانی: 92 و 93)

کلام آیة الله میلانی

وتدلُّ الآية المباركة على إمامة أمير المؤمنين عليه السلام والمعصومين من عترة رسول ربّ العالمين، بمقتضى الأحاديث الواردة في ذيلها، بكتب التفسير والحديث والمناقب، وذلك لأنّ «الكون مع الصادقين» ليس هو الكون الخارجي، وإنّما المراد هو الاتّباع والاقتداء في القول والعمل، وهذا الأمر مطلق، إذ لم يقل: كونوا مع الصادقين في حال كذا، أو في القول الفلاني، بل الكلام مطلق غير مقيّد بقيد أصلًا.

فإذا ورد الأمر الكتابي بالاتّباع مطلقاً، ثمّ جاءت السُنّة المعتمدة وعيّنت الشخص المتبوع، كانت النتيجة وجوب اتّباع هذا الشخص المعيّن، وكان الشخص معصوماً، لأنّ اللَّه سبحانه وتعالى لا يأمر باتّباع من لا تؤمن عليه مخالفة أحكامه عن عمدٍ أو خطأ، وإذا كان معصوماً كان إماماً.

وإذا كانت الآية دالّة على العصمة بطل حمل «الصادقين» فيها على مطلق المهاجرين والأنصار، أو خصوص الثلاثة الّذين تخلفوا، أو خصوص أبي بكر وعمر، لعدم عصمة هؤلاء بالإجماع.   (تشييد المراجعات، میلانی ‏2 : 78)

 

 

کلام حضرت آیة الله  سید علی میلانی حفظه الله:

وتدلُّ الآية المباركة على إمامة أمير المؤمنين عليه السلام واللمعصومين من عترة رسول ربّ العالمين، بمقتضى الأحاديث الواردة في ذيلها، بكتب التفسير والحديث والمناقب، وذلك لأنّ «الكون مع الصادقين» ليس هو الكون الخارجي، وإنّما المراد هو الاتّباع والاقتداء في القول والعمل، وهذا الأمر مطلق، إذ لم يقل: كونوا مع الصادقين في حال كذا، أو في القول الفلاني، بل الكلام مطلق غير مقيّد بقيد أصلًا.

فإذا ورد الأمر الكتابي بالاتّباع مطلقاً، ثمّ جاءت السُنّة المعتمدة وعيّنت الشخص المتبوع، كانت النتيجة وجوب اتّباع هذا الشخص المعيّن، وكان الشخص معصوماً، لأنّ اللَّه سبحانه وتعالى لا يأمر باتّباع من لا تؤمن عليه مخالفة أحكامه عن عمدٍ أو خطأ، وإذا كان معصوماً كان إماماً.

وإذا كانت الآية دالّة على العصمة بطل حمل «الصادقين» فيها على مطلق المهاجرين والأنصار، أو خصوص الثلاثة الّذين تخلفوا، أو خصوص أبي بكر وعمر، لعدم عصمة هؤلاء بالإجماع.   (تشييد المراجعات، میلانی ‏2 : 78)

یعنی: این آیه دلالت دارد بر امامت امیر المومنین علی علیه السلام و الائمه  علیهم السلام بخاطر روایت هایی که در ذیل این آیه در کتابهای تفسیر و حدیث و مناقب آمده است

چون منظور از  بودن با صادقین همراهی جسمی و خارجی که نیست بلکه پیروی و اطاعت آنان میباشد...

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما