مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب اجحاف نا تمام
امتیاز کاربران 5

تولیدگر متن

ترنم هستم. از تاریخ 27 آذر 1399 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 49 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
اجحاف نا تمام

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 05 دی 01

نفس بانو, [۲۴.۰۸.۲۱ ۱۸:۵۹]
«اجحاف نا تمام»

امروز بعد چندین ماه، فرزندانم را به پارک برده ام اما آنقدر حجاب‌های غم انگیز دیدم که دلم می‌خواست جلو بروم و اززنانی که با وجود لاک انگشتهای پا، اما مانتوهای بلندتر پوشیده و فقط یک وجب مو، بیرون گذاشته اند ،تشکر کنم.

البته می‌دانم حرام محمد حرام الی یوم القیامه،  اما ..

اینجا در شهری که خیلی هم نباید داعیه‌ی رهایی داشته باشد، زنانی می‌بینم و دخترانی که انگار کارشان از دعوت ونهی وامر وکار فرهنگی گذشته است.

البته نه که بد باشند و حالا بیایی بگویی دختر حاج قاسمند‌، بله هستند اما دختران حاج قاسم عجیب یتیمند.

یتیم فرهنگی.
یتیم فکری.

چه بر ما گذشته است که دخترکانمان را شبیه زنان آرایش میکنیم و به پارک می‌فرستیم و  دختران جوانمان، سپیدی ساقهایشان را در خیابان به نمایش می‌گذارند و جوان رو به رویمان با زیدهایشان دست می‌دهند و ما فقط به تماشا نشسته ایم‌.

باورش سخت است که با این حجمه‌ی اطلاعات، هنوز هم خیلی‌ها نه فلسفه‌ی حجاب می دانند نه قبح عملشان را.

این‌قدر که دشمنان ما کار کرده اند که بی حجابی را جزو حقوق مسلم زن بدانند، ما وشما کار نکرده ایم که حالی کنیم خب آن زن دیگر که دل جوان ونوجوان وپسرش با این قیافه ها می لرزد، هم حقوقی دارد.

در همان نگرش فردگرایی (اومانیستی) هم آزادی کسی، نباید آزادی دیگری راحت الشعاع قرار دهد.

اما اینجا جوان پاک ما، مانده سرش را پایین بیندازد تا با پای بی جوراب و ناخن مانیکور شده و لاک زده، مواجه شود، یا به میانه نگاه کند،یا به بالا که خب، حوریان بهشتی، برایش متجلی می‌شوند. موضوعی که مردان همسردار را نیز قلقلک می‌دهد.

حالا تصور کن حجم جوانان مجرد، بااین حجمه‌ی اطلاعاتی، تصویر، فیلم وهزار چاه که برایشان کنده‌اند و غول بی شاخ و دم شهوت، که هرروز بزرگتر وتنومندتر، خودش را به رخ می‌کشد و حتی معصومیت را از روی چهره‌ای دخترکان ده، دوازده ساله مان، بی رحمانه، به نیش کشیده است.

 این همه تقصیر آن جوان نیست که به اشتباه، وگاهی از روی کنجکاوی، گاه بیخیالی‌ والدین، گاه لجبازی با دیگرانی که بد، دین را ویا اجحاف به حقوق زن، در ایران را برایش به تصویر کشیده اند .

پیش خودمان بماند، تقصیر من توی مذهبیِ بداخلاق هم هست.

تقصیر نگاه‌های هاج وواج مانده وگاه، حتی تحسین کننده‌مان هم هست که حتی از نگاه نهی کننده چه برسد به زبان ناهی و آمر، دریغ می‌کنند.

تقصیر من و تویی که حقوق زن  را در اسلام، را فریاد نکردیم و نگفتیم: «زن غربی اگر ناچار است در تمام عرصه ها، شانه به شانه ی مرد بکوبد واز آن طرف، آمار زنان شاغل  جامعه اش‌ را به من وتو بدهد، ازباب این است که خانواده ندارد وحق نفقه. خودش باید گلیمش را از گل بیرون بکشد و همسرش در قانون، ملتزم به پرداخت حقوقش نه مهریه ونه نفقه نیست.

اما تو را چه نیازی بیرون کشیده که گوهر وجودت پامال نگاه‌های وحشی و حسرت بار شود؟

والبته که تقصیر نهادهای فرهنگی از بالا تا پایین، هست که هزار موضوع برزمین مانده را رها کرده اند وبرای اولویت‌های  دست چندم، سر ودست می شکنند.


آری، همه‌ی ما، هرکدام به نحوی در حق ححاب، اجحاف کرده‌ایم.

نفس بانو, [۲۴.۰۸.۲۱ ۱۸:۵۹]
«زرد مثل کیک زرد ، آنچه در گذشته رخ داد در رخداد»

«به‌ مناسبت قسمت پایانی سریال وضعیت زرد و مسابقه‌ی رخداد»

عادت کرده بودیم وقتی سریال طنز می‌بینیم، توقع چند کلمه‌ی بی ادبانه، کتک زدن های وقت وبی وقت، بی‌مزه بازیهایی که در حالت‌های دیگر، بی ادبی خوانده می‌شدند، بالا وپایین شدن جایگاه پدر ومادر وفرزند واتفاقات تلخی که تلخند داشت نه لبخند، داشته باشیم.

اما وضعیت زرد نشان داد می‌شود دریک سریال کوتاه سی و چند دقیقه ای، از دین سخن گفت ومردم را در کنار ارزش‌ها نه به ارزش‌ها خنداند.

می‌شود بی آنکه منفی بافی کرد گلایه کرد.

می‌شود از نماز گفت وخواند و از نمازهای خنده دارمان،خیلی تمیز ودرست، برای طنز استفاده کرد.

می‌شود از هر تصویر و سکانسی، برای آموزش استفاده کرد.

می‌شودبرای حرف زدن، تلخ نبود. می‌شود میلیاردی روی دست صدا وسیما، خرج نگذاشت.

می‌شود با حجاب و باکمترین آرایش وحضور، از زن استفاده کرد.

می‌شود درقالب طنز سازنده، همسرداری، نماز، حلال وحرام آموزش داد واز تعطیلی انرژی هسته ای گلایه کرد.

می‌شود بدون پول دادن به بازیگرهایی که بی جهت میلیونی شده اند، مردم را پای تلویزیون، نشاند.

و هزار می‌شود دیگر که آقای محمدرضا شهبازی و تیم هنرمندش، درعمل ثابت کردند.

همین روزها، قسمت آخر مسابقه‌ی پربار رخدادهم برگزار شد. پربارترین مسابقه وجذابترین تلاش برای فراگیری ادبیات و تاریخ انقلاب اسلامی.اثر فوق العاده ای دیگری از محمدرضا شهبازی.

از ایشان و تیمشان نهایت تقدیر و تشکر را داریم و امیدواریم این حرکت میمون روز به روز گسترده ترو فراگیرتر باشد و البته مطالبه‌ی جدی ما ازصدا وسیما، حمایت از این گروه وسایر تولیدات‌گروه عمار هست.

جوانانی که اگرچه معمار انقلاب را ندیده اند، اما پای آرمان‌های انقلاب، با قوی‌ترین جبهه‌ی دشمن، یعنی رسانه، به میدان آمده اند.

پ.ن.برای تشکر از این برنامه به شبکه ۳پیامک، پیام تشکر بفرستید. وقت زیادی ازشما نمی‌گیرد اما دل خیلی‌ها را گرم می‌کند.

پ.ن‌۲:برای تماشای این دو برنامه، به تلوبیون، آرشیو شبکه سه و شبکه افق، مراجعه کنید.

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما