مبحث پنجم: تمایز تأویل و واژه تفسير
بدون شک واکاوی و تشخیص تفاوت دو واژه «تأویل» و «تفسير» نیازمند این امر است که در ابتدا مفهوم این دو واژه کاملاً بازشناسی، سپس به تفاوت های آن دو پی برده شود، اما با توجه به این که در سطور گذشته به معنای تفسیر پرداخته شد، در ادامه به مفهوم شناسی واژه «تأویل» پرداخته می شود.
واژه «تأویل» در متون دینی اعم از قرآن کريم و احاديث پيامبر ص و اهل بيت ع: در معانی مختلفی همچون تفسير، توجیه متشابه، بطن و ... به کار رفته است، بر این اساس در میان مفسران و نويسندگان علوم قرآن معرکه آراء شده است و اين مباحث هنوز هم ادامه دارد و از مشکلترين و پيچيده ترين مباحث علوم قرآن و تفسير شده است که به طور معمول مباحث مربوط به تأويل در ذيل آيه هفتم سوره مبارکه آل عمران[1] بيان مى گردد. باید این نکته نیز مورد توجه قرار گیرد که مبحث «تأويل» با موضوعاتی همچون «محکم و متشابه»، «ظاهر و باطن» و «هرمنوتيک»[2] در ارتباط است.
کتابهاى مستقلى نیز در رابطه با تأويل قرآن نگاشته شده است؛ مانند کتابهایی چون «تأويل مشکل القرآن» ابن قتيبه دينورى (276ﻫ.ق)، «قانون التأويل» ابن العربى (543 ﻫ.ق)، «روشهاى تأويل» دکتر محمدکاظم شاکر و «تأويل» آيت اللَّه معرفت.
الف) واژه شناسى تأويل
واژه تأويل از ماده «أول» به معناى بازگشت است و در باب تفعيل به معناى بازگشتدادن مى آيد.[3] ماده «أول» به معناى «جمع و اصلاح» نيز به کار رفته است. [4] راغب اصفهانى مى نويسد: «التَّأْويلُ مِنَ الأَوْلِ، اَىْ: الرُّجُوعِ إلَى الْأَصْلِ ...».[5]
واژهشناسان براى واژه «تأويل» چند معنا يا کاربرد، ذکر نموده اند:
- برگشت دادن چيزى به سوى هدف آن، که به دو صورت مى تواند باشد:
يک. هدف، علم باشد، مثل: (وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُو إِلَّا اللَّهُ)[6]
دو. هدف، فعل باشد، مثل: (هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ و يَوْمَ يَأْتِى تَأْوِيلُهُ)[7]
يعنی گاهى برگشت دادن به نکته علمى است و گاهى به امرى خارجى است.
- تأويل به معناى تفسير
زبیدی در تاج العروس:
«التَّفْسيرَ وَ التَّأْويلُ واحِدٌ وَ هُوَ کشْفُ الْمُرادِ عَنِ الْمُشکلِ وَ التَّأويلُ رَدُّ أحَدِ المُحْتَمِلَيْنِ إلى ما يُطابِقُ الظّاهِرَ».[8]
- تأويل به معناى عاقبت امر نيز به کار رفته است[9]؛ همانطور که برخى از معاصرین در مورد آيه 59 سوره نساء، 35 سوره اسراء و 53 سوره اعراف به این نکته اشاره نموده اند.
[1] - (مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ).
[2] - در مبحث مستقلی در رابطه با هرمنوتیک بحث خواهد شد.
[3] - ابن منظور اين معنا را به ابن اثير و صاحب التهذيب نيز نسبت مى دهد؛ لسان العرب، ج 11، ص 32- 36؛ معجم مقائيس اللغة، ج 1، ص 159، 160.
[4] - لسان العرب، ج 11، ص 34.
[5] - المفردات، ماده أَوْل.
[6] - آل عمران : 7.
[7] - أعراف : 53
[8] - تاج العروس، ماده فسر.
[9] - مقايس اللغة، ج 1، ص 160- 162.