مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب حتی یک وجب از خاک
امتیاز کاربران 5

تولیدگر محتوا فاخر در اشراق

مستاجرخدا هستم. از تاریخ 05 اسفند 1396 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم.
من در مرسلون تعداد 1 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
حتی یک وجب از خاک

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ پنج‌شنبه, 09 آذر 02

این پرونده را با 223 اثر دیگر آن ببینید

 حتی یک وجب از خاک

با سن کم علاقه زیادی به کشورش و تاریخ آن دارد همیشه کتاب درسی برادرش علی را بر می دارد و با دستهای کوچکش ورق میزند و تصاویرش را یک نگاهی می اندازد.
 در یک عصر پاییزی در کتاب علی  نگاهش به تصویر واگذاری اراضی کشورش ایران به روسیه می افتد که قبلا برادرش آن تصاویر را برایش  توضیح داده بود،  با ناراحتی به مادرش می گوید : مادر ببین کشور ما قبلا چقدر بزرگ بوده ولی دوران شاهنشاهی، شاه ترسو، اول بخشی از ایران را به روسیه ها بخشیده و دوباره  قسمتی دیگر از ایران را به روسها بخشیده. 
مادر نگاهی به کتاب دست حسین می اندازد و می گوید: بله پسرم، متاسفانه در دوران شاهنشاهی خیلی از اراضی کشورمان به دست روسها افتاد. حتی  زمانی که رضاشاه به تخت پادشاهی تکیه داد، مدعی حفظ اراضی ایران شد و هیچ کس فکر نمیکرد که او هم مثل پادشاهان قبلی دو دستی خاک ایران را به دست دشمن بدهد.
بله پسرم دوران شاهنشاهی انگلیس و آمریکا هر کس را دوست داشتند را در ایران شاه میکردند و هر شاهی که به قدرت میرسید میگفت:  ارتش منظم و با معلوماتی تشکیل دادم ملت خیالشان راحت باشد ولی ظاهراً خودشان را مدافع ایران معرفی میکردند ولی بدون مشورت با اطرافیان در مقابل انگلیسی ها کوتاه می آمدند و یا قسمتی از مرزهای ایران را واگذار یا ذخایر مملکت را دو دستی به آنها تقدیم میکردند تا از مقام شاهی برکنار نشوند و ارتش تشکیل داده را برای اعتراض مردم و سرکوبی آنها به کار میبردند. ولی خدا امام خمینی را رحمت کند. الحمدالله بعد از انقلاب اسلامی حتی یک وجب از خاک کشورمان دست کشورهای چپاولگر نیفتاده حتی زمانی که صدام به جنوب کشور حمله کرد و  خرمشهر را به تصرف در آورد امام خمینی  و ملت ساکت ننشستند و با قدرت و توکل به خدا از خاک این و سرزمین دفاع کردند و تا خرمشهر آزاد شد.  بله پسرم الگوی امام خمینی جدشان رسول خدا(ص) بود، پیامبری که برای دفاع  دین و اراضی مسلمین از دست کافران، یک نیروی دفاعی تشکیل داد و هر وقت جان یا اراضی مسلمانان در جایی در خطر بود با نیروهایش به کمکشان می شتافت.
حسین با خوشحالی دستان نرم مادر را گرفت و گفت: مامان پس الگوی رهبرمون هم رسول خدا (ص) است، درسته؟ 
مادر با لبهای نازکش حسین را میبوسد وبا چشمان عسلی اش به چشمان حسین که از خوشحالی می درخشید نگاه میکند و میگوید: بله پسرم درسته ولی چرا این سوال رو پرسیدی؟
حسین با آن صدای لطیف کودکانه اش می گوید: مادر وقتی آدمهای بد که اسمشون داعش بود به عراق و سوریه حمله کردند تا خاک اون کشورها و مسلمانان آن کشورها رو بکشند رهبر ما سردار قاسم سلیمانی را برای دفاع از آن کشورها فرستادند. سردار هم با کمک مدافعان حرم به کمک مسلمانان  و حرم حضرت زینب سلام الله علیها رفتند. پس رهبرمان مثل امام خمینی(ره) الگویشان پیامبر است.
مادر با خوشحالی پسرش را در بغل میگیرد و میگوید: آفرین به پسر باهوشم. بله پسرم به برکت این انقلاب و رهبرمان آیت الله خامنه ای هم قادر به دفاع از کشور خودمان هستیم و هم قادر به کمک به کشورهای مسلمان.
 الحمدالله سرداران و فرماندهان و سربازان  قهرمانی داریم که با کمک مهندسین باهوش اسلحه و موشک های قوی ساختن تا کسانی مثل داعش را نابود کنند  که دگه نتوانند مرد و زن ها را بکشند و بچه ها را به اسارت ببرند  و زمین های مسلمین  رو تصاحب کنند.
حسین با غرور دستی در موهای مشکی اش میکشد و میگوید: مادر میخواهم زود بزرگ بشم و از وجب به وجب کشورم ایران دفاع کنم.
پایان
 

 


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما