مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب خاطرات روحانی شهید آفرند ؛ قسمت چهارم
امتیاز کاربران 5

تولیدگر متن تولیدگر سایر

رضا کشمیری هستم. از تاریخ 17 شهریور 1395 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولیدگر سایر تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 52 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
خاطرات روحانی شهید آفرند ؛ قسمت چهارم

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 05 دی 01

ادامه خاطرات روحانی شهید آفرند

قسمت چهارم:

 محمدمهدی به همراه پدر و مادر و برادرش محمدعلی کنار خیابان، پیاده به سمت خانه می‌رفتند. آن روز مثل خیلی از روزهای بهار سال ۱۳۵۷؛ مزدوران مواجب بگیر رژیم شاه  دسته راه می‌انداختند و شعار می‌دادند. یک ماشین باری شش چرخ پر از مردهای ریز و درشت داخلش ، شعار جاوید شاه... جاوید شاه را نعره می‌زدند، هلهله می‌کردند و کف می‌زدند.

ماشین از آخر خیابان به سمت آنها می‌آمد و محمدمهدی و پدر و مادرش ناراحت و عصبانی آنها را نفرین می‌کردند. اما کسی جرأت نمی‌کرد به آنها چیزی بگوید. مردم مجبور بودند بی‌اعتنا از کنارشان رد شوند و رو تُرش کنند. بعضی‌ها حتی جرأت اخم کردن به آنها را هم نداشتند. محمدمهدی خیلی ناراحت بود، ناگهان برگشت و با مشت‌های گره کرده فریاد کشید: « چیه ... هی می‌گید جاوید شاه ... جاوید شاه... بگید مرگ بر شاه ... مرگ بر شاه...!»

صدای فریاد محمدمهدی همه را ترساند، اما راننده ماشین باری صدا را نشنید و دور شد. هیچ کس باور نمی‌کرد یک پسر بچه ۱۲ساله اینطور مرگ بر شاه را در آن فضای خفقان فریاد بکشد و دل‌های مشتاق را بلرزاند. مردم پا تند کردند و خودشان را به خانه‌هایشان رساندند.

 

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما