مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب خدای روزی رسان
امتیاز کاربران 5

تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن تولیدگر سایر

صدف هستم. از تاریخ 20 فروردین 1397 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن تولیدگر سایر تولیدگر گرافیک توزیع گر پیام رسان تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 152 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
خدای روزی رسان

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ یکشنبه, 19 آذر 02

 در یخچال را باز کرد. نگاهی به داخل آن انداخت، خالی بود. نه گوشت داشتند، نه میوه. بچه ها بهانه می گرفتند. دور تا دور آشپزخانه چرخی زد. داخل ظرف نان خشک مقداری نان پیدا کرد. قابلمه را برداشت. آب داخلش ریخت. روی گاز گذاشت. آب جوشید. زردچوبه، نمک و روغن را به آن اضافه کرد. نان خشک های خرد شده را داخلش ریخت. سینی بزرگی وسط آشپزخانه گذاشت. محتویات قابلمه را داخل سینی برگرداند. ظرف ترشی را آورد. بچه ها و رضا را صدا زد. همه دور سینی نشستند. کنار دست هر کدام قدری ترشی گذاشت. همه با لذت غذا را خوردند. 

  رضا خجالت زده به سمانه نگاه کرد. خواست بگوید:این ویروس جدید کار و کاسبی ما رو بهم ریخت. شرمندتون شدم.

 سمانه به چشمان رضا نگاه کرد. خواست بگوید:فردا اینم نداریم.

 نگاهی به آسمان انداخت و با خودش گفت:برا فردام خدا بزرگه و روزی رسون.

 تلفن زنگ خورد. سمانه گوشی را برداشت. دختر خاله اش بود. بعد از سلام و احوالپرسی گفت:خدا رو شکر حقوق آقا جواد ثابته و تونستیم امسالم نذرمونو ادا کنیم. زنگ زدم ببینم اگه خونه این براتون گوشت نذری بفرستم.

 سمانه نشاط به صورتش برگشت. با خوشحالی گفت:خدا نذرتونو قبول کنه. آره خونه ایم. 

 خداحافظی کردند. سمانه خبر را به رضا داد. لبخند بر لبان رضا نشست. 

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما