هیچ فکر کردید که این سختیهایی که داریم میکشیم تو زندگی چقدر میتونه پندآموز باشه؟ از کوچکترینهاش تا اتفاقات بزرگتری که خودمون هم توش دخیل بودیم مثل رأی دادنها و مشارکتهای اجتماعی و...
.
در زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بیتفاوت از کنار تخته سنگ میگذشتند؛ بسیاری هم غر میزدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بیعرضهای است و... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمیداشت. نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسهای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکههای طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: هر سد و مانعی میتواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد
.
اما از تجربهها اگه درس نگیری یه شکستِ مفتضحانه میشه، مثل ماجرای تعهدات بینالمللیِ ما که هی بهش امید بستن و گفتن امضای فلانی تضمین است! ولی انصافا بهشون هم گفته بودن که طرف بدعهده و پای امضاش نمیمونه... به هر حال حالا باید درس گرفت و زد تو گوشِ هرچی آدم بدعهد و نامروته
.
حضرت علی علیهالسلام تو #حکمت259 #نهج_البلاغه چه زیبا فرمودند: «الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ»
ترجمه: وفادارى با خيانتكاران نزد خدا نوعى خيانت، و خيانت به خيانتكاران نزد خدا وفادارى است