طبّ اسلامی، مورد ادعای آقای شیخ عباس تبریزیان، هم از جهت مبانی عقلی و منابع دینی و هم از جهت روشی با اشکالاتی مواجه است؛ زیرا از نظر معرفتشناسی دینی، حوزهی طب با فقه متفاوت است. در طب نمیتوانیم با تعبد بر روایات، رابطهی بیماری و دارو را تشخیص دهیم، بلکه باید با برهان تجربی عمل کنیم؛ باید محتوای این روایات، مورد آزمایش و تجربهی علمی قرار گیرد تا صحت و اثربخشی آن معلوم گردد.
روایت مورد سؤال در کتاب طبّ الائمه(علیهمالسلام) نقل شده است.
این روایت از نظر سندی بسیار ضعیف است و نسبت به صدور آن از امام کاظم (علیهالسلام) تردید جدی وجود دارد.
در مورد برداشتهایی که از متن حدیث صورت گرفته هم اشکالات اساسی وجود دارد. اینکه امام کاظم(علیهالسلام) به دلیل بیماری اطبا را به حضور بپذیرند و بعد خودشان نسخه بدهند، قابل قبول نیست و با شأن و مقام اخلاقی امام(علیهالسلام) مناسبت ندارد.
مطلب دیگر اینکه در دروس آقای تبریزیان جزئیاتی از آداب مصرف این دارو بیان شده که معلوم نیست از کجای روایت استخراج شده؟ مثلا اینکه گفته است:
- همه به مقدار مساوی آسیاب شوند به طوری که کمی زبر بماند و خیلی نرم نشود.
- هلیله سیاه منظور است. هرچقدر هم سیاهتر و ریزتر باشد، بهتر است.
- منظور از شکر، شکر سلیمانی است که یکبار صاف میشود و سرخرنگ است.
- مقدار مصرف آن برای بزرگسالها یک قاشق چایخوری و برای کودکان نصف قاشق چایخوری است.
- افرادی که سرما میخورند و بیمار میشوند، باید سه روز پشت سر هم بخورند و افرادی که برای پیشگیری مصرف میکنند هر ده روز یک بار مصرف کنند.
- اگر شب موقع خواب استفاده کنند بهتر است. دارو را بخورند و بخوابند. نباید تا یک ساعت بعد از خوردن دارو چیزی مصرف کرد.[9]