اصرار داشت همه چهره ی همسرش را با آرایش غلیظ ببینند. می گفت «باید چشم همه ی حسودام کور بشه.
کور بشه از این همه خوشگلی و جذابیت. قربونش برم» هر چه گفتم این کارها آخر و عاقبت ندارد، به خرجش نرفت.
دو هفته بعد، به مسافرت رفتند. جاده ی سبزوار به مشهد، ماشینشان چپ کرد و آتش گرفت. نیمی از صورت همسرش سوخت.
هفت عمل جراحی پلاستیک رویش انجام داده اما هنوز مثال سابق نشده است.