سازگاریِ «خلود در جهنم» با عدل پروردگار «وَ هُمْ فيها خالِدُونَ»؛ علامهی جوادی در ارتباط با این بخش از آیه ی شریفه، بحث نسبتاً مبسوطی را پیرامون خلود در جهنم و بهشت بیان فرموده که اجمالا به آن اشاره میشود؛ ایشان مینویسد: اثبات خلود براي بهشتيان چندان دشوار نيست؛ چنانكه اثبات آن براي دوزخيان چندان آسان نخواهد بود. از اينرو درباره ی خلودِ دوزخيان اختلاف است: سؤال: چرا انساني كه زماني كوتاه در دنيا عصيان كرده، براي هميشه در جهنّم ميسوزد؛ اين كار چگونه با عدل خدا سازگار است؟ جواب: گرچه دوزخيان به دليل عمرِ محدودِ خود مدّت كوتاهي معصيت كردهاند و به همين دليل گناهان آنها نيز محدود است، لكن نيّت آنها اين بوده كه اگر هميشه در دنيا باشند نيز، از عصيان دست برندارند. و مراد از نيّت در مبحث خلود، قصد و اراده نيست تا اشكال شود كه خداوند به مجرّد نيتِ گناه كسي را عذاب نميكند، بلكه اين نيّت به معناي اعتقاد و شاكلهاي است كه انسان بر اساسِ آن عمل ميكند، چنانکه فرمود: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ»«أسراء/۸۴». بنابراین، محور كيفر يا پاداش اَبدي، عقيده و جهانبيني انسان است، نه عمل أعضا و جوارح او و چون عقيده ی راسخ، موجودي است مجرد و ثابت، ثمرهی آن نیز همیشگی خواهد بود. بر این اساس، براي كافر بر اثر كفر كه از بزرگترين گناهان كبيره است پيوسته گناه ثبت ميشود و گناهِ عمليِ كافر هم به گناهانِ اعتقاديِ او افزوده ميشود. در مقابل، براي مؤمن بر اثر عقيده ی توحيدياش همواره ثواب نوشته ميشود و اعمال نيك او بر آن ثوابها افزوده خواهد شد وگرنه براي گناهانِ عملي خود مجازات شده و سپس به بهشت ميرود. به بیان دیگر؛ كسي كه بر اثر بينش انحرافي به پيامبر خدا ميگويد: «سَواءٌ عَلَيْنا أ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظينَ»«شعراء/۱۳۶»، اگر تا أبد هم در دنيا باشد با اين عقيده و جهانبينيِ زشت زندگي خواهد كرد؛ تا آنجا كه خداوند ميفرمايد: كفر چنان در قلب آنان رسوخ كرده كه با ديدن خطرهاي مرگ و فشار قبر و برزخ و سقوط در آتش جهنّم، اگر باز هم به دنيا برگردند معصيت ميكنند: «وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ * بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كاَنُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُون»«انعام/۲۸-۲۷».[1] [1]. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج۲، ص۴۸۴-۴۸۲.