وارد دفتر مشاوره شد، نگاهش که به من افتاد شروع کرد به گریه کردن و در همون حال بهم گفت: همسرمو که توی پارک باهاش آشنا شدم و با اصرار خودم سریع عروسی کردیم، حالا بعد از یکسال که از زندگیم گذشته ازش بدم میاد و میخوام طلاقش بدم. به آرومی بهش گفتم: برای ازدواجت عجله کردی* برای طلاق هم داری عجله میکنی؟!؟ گفت: میگی چیکار کنم؟ گفتم: اول باید ببینی برای چی ازش بدت میاد؟ بعد باید ببینی آیا میتونی با این علتها کنار بیای یا نه؟ اگه تونستی که دیگه طلاق معنا نداره و اگرم نتونستی باید سر اون علتها با همسرت مذاکره کنی تا به نتیجه مطلوب برسی. پس عجله، بی عجله.
-------------------------------------------------
* امام علی(ع): قلّما يصيب رأى العجول؛ کمتر نظر شتابکار درست آید.(غررالحکم، ح6650)