عشق به خدا 2
« [1] الهِي هَبْ لِي كَمالَ الانْقِطاعِ الَيْكَ، [2] وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ، حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ [3] تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك»[1].
بیان شد که شاید فراز آخر به حبّ به خداوند - تبارک و تعالی - اشاره دارد و همچنین بیان شد که محبّت مراتبی دارد که اوج آن مورد هدف و خواست باید قرار بگیرد.
معنای اوج محبت به خداوند - تبارک و تعالی-
در کتاب فلاح السائل از وجود مقدس امام صادق - علیه الصلاه و السلام- نقل شده است که «لَايُمَحِّضُ رَجُلٌ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ وُلْدِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ وَ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ».
وقتی ایمان به خدا خالص شده است که خداوند - تبارک و تعالی - از همه چیز و همه چیز برای ما محبوبتر باشد. رضایت خداوند - تبارک و تعالی- از همة دنیا و ما فیهای آن با ارزشتر باشد. حاضر نباشیم برای رسیدن به همة ثروت و قدرت دنیوی حتی یک دروغ بگوییم یا حتی یک مکروه انجام دهیم.
اگر حوصله عبادت نداریم، اگر در انجام وظایف تنبلی می کنیم، یعنی خودمان را از خداوند - تبارک و تعالی- بیشتر دوست داریم.
از وجود مقدس امام صادق - علیه الصلاه و السلام - نقل شده است که «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ[2]». قلب حرم خداست و غیر خدا را در حرم خدا ساکن نکن.
در دعای عرفه می خوانیم «انت الذی ازلت الاغیار عن قلوب احبّائک حتی لم یحبّوا سواک». تو همان کسی هستی که دیگران را از قلب دوستدارانت پاک کردی تا جایی که جز تو را دوست ندارند. تنها محبوب باید او باشد که اشاره به توحید حبّی دارد، یعنی نه تنها خدا را بیشتر از بقیه دوست داشته باشی، بلکه غیر خدا را به خاطر خدا دوست داشته باشی. اگر وجودات مقدس معصومین - علیهم الصلاه و السلام - را دوست داری یا پدر و مادر و همسر و فرزندت را دوست داری، به خاطر خدا دوست داشته باش. چون خداوند - تبارک و تعالی- آنها را دوست دارند و می خواهد که آنها را دوست داشته باشی، آنها را دوست داشته باش.
مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی از امام باقر - علیه الصلاه و السلام - از حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - نقل می فرمایند : «وُدُّ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ فِي اللَّهِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الْإِيمَانِ أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ فِي اللَّهِ وَ أَبْغَضَ فِي اللَّهِ وَ أَعْطَى فِي اللَّهِ وَ مَنَعَ فِي اللَّهِ فَهُوَ مِنْ أَصْفِيَاءِ اللَّهِ».[3]
مومنی که در بالاترین مراتب ایمان است، مومنهای دیگر را به خاطر خدا دوست دارد.
حتی مراتب مومنها به مراتب این حبّ دانسته شده است. از وجود مقدس امام صادق - علیه الصلاه و السلام - نقل شده است : «مَا الْتَقَى مُؤْمِنَانِ قَطُّ إِلَّا كَانَ أَفْضَلُهُمَا أَشَدَّهُمَا حُبّاً لِأَخِيهِ».[4] مومنی که بیشتر به مومن دیگر محبت دارد، برتر از اوست. این دوست داشتن به خاطر ایمان و اعمال صالحی است که از مومن سر می زند و مورد خشنودی خداوند - تبارک و تعالی - است. هر چیزی که خداوند - تبارک و تعالی - را خشنود می کند، مورد محبت و علاقة اوست[5] چون تنها محبوبش اوست.
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار / چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
قلب و روح از هر چه غیر محبت اوست، خالی شده است. چنین کس طبق روایات نه تنها بدون حساب وارد بهشت می شود[6]، بلکه عالیترین مراتب بهشت رضوان الهی جایگاه اوست.
در شرح مصباح الشریعه عبدالرزاق گیلانی، ص585 از وجود مقدس حضرت امیر - علیه الصلاه و السلام - نقل شده است : «انّ اطيبَ شيء في الجنّة و ألذَّه حبُّ اللَّه، و الحبّ في اللَّه و الحمد للَّه». خود محبت به خداوند - تبارک و تعالی- که در این دنیا کسب شده است و محبت به خاطر خدا لذیذترین لذّتها در بهشت هستند.
اگر انسان به اوج توحید حبّی برسد و قلب او مالامال از حبّ به خداوند - تبارک و تعالی- باشد، به بالاترین درجات بهشت رسیده است، به همجواری با اولیاء الله رسیده است.
[1] اقبال / ج3 / ص299.
[2] جامع الأخبار ص 28.
[3] الکافی / ج2 / ص125.
[4] الکافی / ج2 / ص127.
[5] از این رو او دلبستة انقلاب اسلامی است که زمینة بسیار بسیار مناسبی برای نشر ایمان، ترویج توحید و تبلیغ اعمال صالح ایجاد کرده است.
[6] الکافی / ج2 / ص126.