به نحو غریزی بین همسر و شوهر و در وهله دیگر میان والدین و فرزندان و همچنین فرزندان با یکدیگر، محبتی از جانب خداوند قرار داده شده است؛
«خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة»
روم،آیه 21؛
از این روی،انسان برای دوام ارتباطی موجود در محیط خانواده و تداوم بخشیدن به گرمی در این جمع، نیازمند ابتکار و عملی جدید نیست بلکه خانواده همواره باید در محیط خود از بروز موانع این تداوم جلوگیری نماید که در بخش های آتی بدان اشاره می گردد.
در حقیقت این محبت تا زمانی که تداوم داشته باشد،موجبات جلب رحمت و نعمت های خداوند را فراهم خواهد نمود،همانطور که در آیه بالا،بدان اشاره شده بود و این رحمت،خود ضامن بقای خانواده و جلوگیری از آسیب ها در این زمینه خواهد بود،از همین روی طلاق به عنوان جداکننده سکونت و محبت تکوینی در محیط خانواده،مبغوض خداوند بوده و موجب گسسته شدن رحمت بیان شده می گردد.