مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب مدافعان انقلاب
امتیاز کاربران 2.0

تولیدگر متن

زیره ی کرمان هستم. از تاریخ 07 مهر 1397 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 41 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
مدافعان انقلاب

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ چهارشنبه, 08 آذر 02

مدافعان انقلاب

برف سنگینی باریده بود،بچه ها تا دیر وقت توی کوچه برف بازی می کردند.شب شده بود، چشمهای مادرم به پنجره دوخته شده بود، من و مادر منتظر آمدن پدر بودیم. ناگهان نور زردی به پنجره خورد، مادرم از جا پرید و گفت: خدایا شکرت، آمد. به سمت حیاط دویدم تا در خانه را باز کنم و پدرم به قول خودش رخش زردش را داخل حیاط بیاورد.

پدر خوبم، راننده ی تاکسی است از صبح تا شب ، در گرما وسرما، در عید وعزا، بادهان روزه و...مشغول کار ودر آوردن یک لقمه ی نان حلال است.

پدر که وارد حال شد، مادر به سمتش دوید و کمک کرد تا پدر لباسهایش را یکی یکی در آورد. مادر زیرلب یواش یواش میگفت: لجبازی که سن وسال نمی شناسه،هر کی به این مرد گفت برو دنبال کار جانبازی ات را بگیر لااقل با این ریه شمیایی ات آخر عمری توی خانه بشین، زورش نرسید که نرسید.

پدر، شروع به سرفه زدن کرد، صورتش سرخ شده بود، بینی اش از سرما یخ زده بود. به سمت بخاری رفت ودستهایش را دراز کرد تا گرم شوند، نفسی چاق کرد وگفت: زن، اینقدر غر نزن. به قول سعدی هرکه نان از عمل خویش خورد، منت حاتم طایی نبرد.منم نون بازوم را میخورم و آزاده میگردم. دوباره شروع کرد به سرفه زدن، ریه اش حسابی صدا می داد.

مادرم بساط سرفه را پهن کرد. بعد از شام، بابا گفت: من همینجا کنار بخاری میخوابم شاید گرم شوم.مادرم بخور آب گرم را بالای سر پدر روشن کرد. بخور قل قل می جوشیدوبخار گرمش سینه ی سرد پدرم را آرام می کرد. من هم آن شب رختخوابم را کنار پدر پهن کردم تا مراقبش باشم.

چراغ ها خاموش بود وتنها، نور چراغ برق کوچه، به اتاقمان می تابید. پدر از سرفه خواب نمیرفت و من از صدای سرفه.

به سمت پدرم چرخیدم و گفتم بابا چند روز دیگه 22بهمنه و تولد داداش روح الله است، هرچی فکر میکنم میبینم شما داداش را از من ولیلا بیشتر دوست دارید کلا شما پسر دوستی.

پدرم لبخندی زد وگفت: کسی که خدا ورسولش او را ریحانه می داند من که باشم که او را نخواهم، دختر عشق پدر است، البته این مقام ومنزلت از زمان رسول خدا برای زن ایجاد شد. یادم هست پدرم زیاد به مادرم بها نمی داد آخر هم مادر خدابیامرزم به خاطر نبود بهداشت سر زا رفت بغضی گلوی بابا را گرفت وادامه داد، قدیم همین طور بود، زمان شاه ارج وقربی برای زن نبوداگر الان زمان شاه بود تو باید صبح تاشب لباسهای من وداداشت را می شستی  و پاهایمان را ماساژ می دادی  ...وزد زیر خنده وهر دو باهم خندیدیم.

گفتم بابا راستی آبجی لیلا، توی راه است و داره واسه تعطیلات بهمن میاد اینجا. گفت: خدا رو شکر، این امنیت وآزادی زنان هم دستاورد امام ویاران انقلابی اش هست. رسول خدا(ص) ملاک برتری را ایمان و تقوا قرار داد نه جنسیت وثروت، لذا شاگردان مکتب رسول خدا(ص) نیز همین را ملاک حکومت قرار دادند لذا زنانی مثل خواهر تو قدرت حضور در اداره ها، کارخانه ها وحتی مجلس و.. را پیدا کردند.

گفتم بابا من که هرچی میگویم شما ربطش بده به زمان قدیم وشاه وامام.

بابا، پهلو به پهلو شد و گفت: لادن بابا، شما نبودید و ندیدید آمریکایی ها را که چه آزادانه در سرزمین مادری ما گشت وگزار میکردند و نوامیس ما مورد طمع آنان بود، شاه بی عزت، تحت حکومت آمریکا بود و نه اقتداری  و نه صلابتی برای کشورم نبود.

دوباره سرفه های پدر شروع شد وپشت هم سرفه می زد، سریع به آشپزخانه رفتم و کمی آب گرم برایش آوردم، جرعه ای آب نوشید وبه سمت بخاری برگشت و چشمهایش را بست ، بخار بخور کم شده بود اما بخاری هنوز حرارت زیادی داشت، به صورت پر چین وچروک پدرم خیره شدم هر کدام از آن چینها حاصل یک خاطره و غصه وبیماری است. اشک در چشمانم حلقه زد، بالشتم را به بالشت پدر چسباندم و دستم را بر بازوان او قرار دادم . چشمانم رابستم و نفس عمیقی کشیدم و با خود گفتم: 

پدرم، تو وامثال تو خود دستاورد انقلابید، همه ی خونهای ریخته ی جوانان وطن ، همه ی جانبازان شیمیایی واعصاب ، همه ی مادران منتطری که درهای خانه شان را نبستند که مبادا پسرشان برگردد و در خانه نباشند، دستاورد این انقلابید ، پدرم، آرام بخواب و لی بدان ؛ که ما هم مدافعان این انقلابیم.

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما