مقایسهای اجمالی میان دستاوردهای انقلاب اسلامی و نظام پادشاهی
مقایسه یکی از راههایی است که میتوان از طریق آن به حقایق بهتر پی ببریم و از حرف و حدیثهای کوچه بازاری که بیشتر بر پایۀ بحث و جدلهای بیهوده استوار است در امان ماند.
از جنبههای گوناگونی میتوان دو نظام را با یگدیگر مقایسه نمود.
یکی از جهاتی که بیشتر مردم عوام آن را ملاک مقایسه قرار میدهند همین دستاوردهای اجتماعی و فرهنگی و نان و آب است.
ما اگر جنبههای عظیم معنوی و الهی نظام اسلامی را که تغییر بنیادین در مسیر حرکت بشر ایجاد کرد را کنار بگذاریم باز هم روی زمین و وسط میدان و خارج از دودوتا چهارتای روی کاغذ، آنقدر حرف داریم که بتوانیم حقانیت برتری این نظام مقدّس را با تمام ایراداتی که داشته اثبات کنیم.
این نظام، اولّین تجربۀ عملی حکومت اسلامی بعد از قرنها است و طبیعی است که ایرادات و خلاءهایی هم میتواند داشته باشد و با اختلاسها و فسادها و کم و کاستی هایی هم رو به رو باشد که جدای از علل داخلی، عوامل و پیشینۀ چند صد ساله و ریشه در اقتصاد بیمار ایران از سالیان متمادی دارد.
شما تصوّر کنید که دو هزار و پانصد سال، حکومتهای پادشاهی بر این سرزمین حکومت کرده و مردم را در فقر و بیسوادی نگه داشتهاند تا جایی که تا قبل انقلاب اگر خوشبینانه نگاه کنیم نهایتاً شاید فقط تا ده درصد مردم سواد داشتند و به جز یکی دوتا دانشگاه در تهران و برخی شهرها ما هیچ دانشگاه دیگری نداشتیم و تمام مدارس ما کلنگی و نفتی بودند و به علت عدم رسیدگی به بخش کشاورزی و روستایی، زیرساخت قابل توجّهی برای رشد کشاورزی ایجاد نکردهاند و برای طی یک مسیر کوتاه گاهی ساعتها و چند روز طول میکشید تا از مسیرهای خاکی و غیر آسفالته عبور کنند. اما در نظام اسلامی سرعت رشد علم و سواد و کشاورزی و بهداشت و جمعیت به یکباره چندین برابر میشود.
سعی میکنند با تبلیغات اینهمه از رضاخان یک شخصیت قوی و مقتدر در اذهان مردم درست کنند و بگویند فلان کار را کرده و ارتش قوی درست کرده و راه آهن ساخته ولی با یک حساب سرانگشتی شما مقایسه کنید متوجه میشوید که بعد نظام اسلامی چقدر اوضاع فرق کرد و چندین هزار کیلومتر راه زمینی و آسفالته و هوایی و راه آهن و دریایی و تجاری ایجاد شد و به اقتصاد و زندگی مردم رونق داد و تحوّلی در مسیر رشد و پیشرفت ایران ایجاد شد. به راستی اگر رضاخان کشور را درست کرد و به مردم خدمت کرد و ارتش نیرومند درست کرد، پس چرا با یک پخ غرب و شرق و انگلیس و شوروی پا به فرار گذاشت و کشور و مردمش را رها کرد و به علت نداشتن جایگاه مردمی هیچ کدام از مردم برای حمایت او برنخاستند و به جزیرۀ دورافتادۀ موریس فرار کرد؟
به راستی اگر حکومت پهلوی خیلی خوب بود چرا مردم ازش ناراضی بودند و او را بیرون کردند؟ اینهمه توی تصاویر و فیلمهای واقعی که از صحنۀ قیام مردم گرفته شده شاهد این هستیم که به مردم تیراندازی میکنند و بعد انوقت میایند میگویند که دستشان را به خون گوسفند میزدند و میآمدند توی خیابان شعار مرگ بر شاه میدادند!
این همه مستشار و تودهای و ساواکی و یهودی و صهیونیست و سایر فرقههای انحرافی که اصل و ریشۀ آنها معلوم نیست به کدام دین و مذهب بر میگشت بر زنان و فرزندان و جان و مال و ناموس این جامعه حکومت میکردند و نوامیس مسلمین را از توی کوچه میدزدیدند و از ترس کشف حجاب سالها درون خانهها حبس میشدند و ترک تحصیل میکردند و اگر یک خارجی با یک ایرانی تصادف میکرد و مقصّر بود باید در هر صورت آن ایرانی از خیر و شرّش میگذشت وگرنه اگر میخواست شکایت کنه یا ادعای حقوق کنه همچین پدری ازش در میاوردند و برایش پرونده درست میکردند که تا چند نسل بعدش سرش را نتونه خم کنه یا اگر به ناموسش تجاوز میکردند باید از ترسش خفه خون میگرفت تا مبادا بلایی بر سر خودش و خانوادش بیاورند.
راستی میدونید که از دیگر خیانتهای حکومت وابستۀ پهلوی این بود که بحرین را در زمان همین محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه به ظاهر مقتدر ایران مثل آب خوردن از دست دادیم. بله بحرین یکی از استانهای ایران بود که شاه با بی عرضگی از دستش داد.
بدتر از همه جالبه که همین کسانی هم که شاه شاه میکنند و در آرزوی زندگی در چنین حکومتی هستند، آن موقع که این شاهان بر روی کار بودند حق رأی نداشتند و اصلاً از سوی این حکومتها آدم حساب نمیشدند که بخواهند حق رأی هم داشته باشند و در تعیین سرنوشت خود دخالتی داشته باشند. اینجور آدما سرشان را زیر برف کردهاند و نمیخواهند واقعیتها را بببینند و فقط بلد هستند به چرت و پرتهایی که ایادی کفر و استکبار و نفاق در ماهواره میگویند گوش بدهند و در واقع به نوعی شستشوی مغزی شدهاند.
اینهایی که دم از ضایع شدن حقوق زنان در جمهوری اسلامی میزنند کجایند که ببینند به برکت نظام جمهوری اسلامی میزان رشد سواد و امنیت و جایگاه زنان جامعه چندین برابر شده است در آن زمان هیچ دختری از ترسش جرأت نمیکرد مدرسه برود که مبادا مورد تجاوز قرار بگیرد یا دزدیده شود یا به زور حجابش را بردارند ولی امروز دختران و زنان این سرزمین دانشگاه میروند و در عرصههای اجتماعی وارد میشوند و رأی میدهند و افتخارات گوناگون و از جمله ورزشی برای ایران اسلامی میآورند و ابراز وجود میکنند و در رشتههای مختلف کسب تخصص میکنند در حالی که در زمان شاه ما حتی یک شرکت کنندۀ زن ورزشی نداشتیم.
راستی میدونید بزرگترین اختلاس تاریخ ایران کی اتفاق افتاده؟ آری در زمان همین محمدرضا پهلوی شاهنشاه به ظاهر خوب و درستکار ایران داشتیم که تنها یک اختلاسشون به اندازۀ پانصدهزار میلیارد تومان بوده که در آن زمان مبلغ بسیار هنگفتی بوده و یا جشنهای پادشاهی هزینههای سرسام آور برگزار میکردند این در حالی است که مردم ایران در فقر و فلاکت به سر میبردند. علاوه بر اختلاس های بزرگ، خود محمدرضا شاه پهلوی هم که با کلی طلا و جواهر پول از بیت المال مردم ایران و ۳۵ میلیارد دلار دارایی و سرقت ۳۸۴ عدد چمدان پر از جواهر و الماس از ایران خارج فرار کرد.
خب شما که انقد ادعا میکنی نظام اسلامی خیلی خوبه پس اینهمه تبعیضها و دزدیها و فساد اقتصادی و فرهنگی چیه که هنوز داریم و شاهدش هستیم و دوروبرمان میبینیم؟ جواب اینه که ما نیاز به انقلابهای درونی داریم در عرصۀ اقتصادی و فرهنگی و غیره. وقتی هنوز آدمهایی در این مملکت داریم که تمام هم و غمشان چهارتا کنسرت و مانند اینهاست شما انتظار داری رهبری کشور مثل زُورو یک شمشیر برداره و بیفته توی کوچه و خیابان همۀ مفسدین را از دم تیغ بگذرونه؟!
قحطی بزرگ ۱۲۹۶–۱۲۹۸ هجری خورشیدی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) بزرگترین هولوکاست ایران که حدود نُه میلیون نفر از مردم بیچارۀ یاران از وبا و قحطی مردند ولی صدای هیچکس و حتی شاه ایران در نیامد. این است دستاوردهایی که شاهان دیکتاتور و بیغیرت و ترسو برای ایران و ایرانی به ارمغان آوردند و دوستداران شاه هم باید پاسخگوی این همه جنایت و خیانت باشند که در واقع دارند از خیانتها و جنایتهای زمامدارارن بیکفایت گذشتۀ ایران دفاع کورکورانه میکنند.
کلیدواژهها: ایران. شاه. نظام اسلامی دستاورد. مقایسه.
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
انگلستان و مسئله حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه. »مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰».
هامبلی، گاوین ار جی. تاریخ ایران کمبریج. ج. هفتم، قسمت سوم. ترجمهٔ تیمور قادری. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1388.
شوکراس، ویلیام. آخرین سفر شاه. ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی. تهران: پیکان، 1381. شابک ۹۶۴-۳۲۸-۲۳۴-۱.
آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گل محمدی، محمدابراهیم فتاحی. چاپ سیزدهم. نشر نی، ۱۳۸۷. شابک ISBN ۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۴.
آبراهامیان، یرواند. تاریخ ایران مدرن. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۱۲۶-۴.
میلانی، عباس. نگاهی به شاه. تورنتو: پرشین سیرکل، ۱۳۹۲. شابک ISBN ۹۷۸-۰-۹۹۱۸۹۶۴-۰-۰.
میلانی، عباس. معمای هویدا. تهران: اختران، ۱۳۸۰. شابک ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۱۴-۵۹-۰.
اشرف، احمد. «توهم توطئه». گفتگو (تهران) تابستان، ش. 8 (1374): 7 تا 46. بازبینیشده در ۴ ژوئن ۲۰۱۴.
آبراهامیان، یرواند. تاریخ ایران مدرن. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۱۲۶-۴.
بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران.
اسناد علنی شده دولت آمریکا و تاریخ پهلوی.
تقوی، سید مصطفی، تبار رضاشاه، وبگاه مؤسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران.
رضا شاه. در مصاحب، غلامحسین (سرپرست)، دائرةالمعارف فارسی، صص ۱۵۸۷ تا ۱۵۸۹.
کیوان پهلوان، رضاشاه «از الشتر تا آلاشت»، آرون، ۹۲۰ صفحه، چاپ دوم، ۱۳۸۴، شابک ۹۶۴-۷۲۱۷-۶۷-۶
Religious minorities in Iran, Eliz Sanasarian, CambridgeUniversity Press, 2000
پدر و پسر؛ ناگفتهها از زندگی و روزگار پهلویها، محمود طلوعی.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات حسین فردوست، موسسه اطلاعات و موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.
تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، جلد هفتم، انتشارات امیرکبیر.
خاطرات مهندس جعفر شريفامامي، طرح تاريخ شفاهي هاروارد.
پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی، ترجمه حسین ابوترابیان
اقتصاد سیاسی ایران، محمد علی همایون کاتوزیان، نشر مرکز
میروشنیکف. ایران در جنگ جهانی اول. ترجمهٔ ع. دخانیاتی. چاپ دوم. تهران:انتشارات فرزانه، ۱۳۵۷
احمد کسروی تبریزی. تاریخ مشروطهٔ ایران. انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. ۴۲۵.
بختیاری، خسرو خان. «خاطرات سردار ظفر». مجله وحید.
محمدقلی مجد- قحطی بزرگ در ایران ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ مترجم: معصومه جمشیدی