مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب میزبان
امتیاز کاربران 5

تولیدگر متن

مرضیه رمضان قاسم هستم. از تاریخ 10 مرداد 1400 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 7 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
میزبان

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 05 دی 01

"میزبان"

 قدم‌هائی که هر کدام قطره بودند و راه‌شان را به سوی اقیانوسی بس عظیم یافته و به سمت آن سرازیر بودند و پرچم‌هائی که نشان از اقیانوس بی منتهی داشتند و گویی آدرس اقیانوس را به گم‌گشتگان راهِ اقیانوس نشان می‌دادند تا آنها را نیز به سیلِ خروشان‌شان بیفزایند.


سیل اشک بود که پای تلویزیون 21 اینچش سرازیر شده بود به یاد حساب بانکی خود که می‌افتاد، دیگر جلوی سیل اشکش را نمی‌توانست بگیرد و آرزوی اتصال به اقیانوس بیکران حسین را در دل پرورانید.


دیگر کتری هم طاقتش را از دست داده بود و به جوش و خروش افتاده بود چائی را در قوری ریخت و با برداشتن کتری از روی اجاق به غر زدن‌های کتری پاسخ داد و او را به آرامش دعوت کرد.


با آمدن حسین آقا صدای به هم خوردن در را شنید، چائی تازه دم را در استکان‌های کمر باریک ریخت.


حسین آقا با سلامی گرم‌تر از چای‌های لب سوز محبوبه خانم وارد اتاق شد. محبوبه خانم خیلی تعجب کرده بود نتوانست جلوی کنجکاوی خودش را بگیرد و پرسید چی شده حسین آقا؟ کبک تون خروس می‌خونه.


حسین آقا گفت: بالاخره شما هم امسال به آرزوت رسیدی و با ما همسفر شدی.


محبوبه خانم گفت:آخه از کجا؟ شما برای ثبت نام خودت از قرض الحسنه مسجد امام وام گرفتی.


حسین آقا گفت: امام‌حسین میزبانن و خودشون مهمونشون رو دعوت کردن، نپرس چه جوری.


با اصرار محبوبه خانم حسین آقا لب از لب برداشت و گفت: وقتی برای ثبت نام خودم رفته بودم دوست داشتم شما رو هم ثبت نام کنم ولی همین طور که میدونی دستم خالی بود برای همین سپردم به امام‌حسین و گفتم تو این چند سالی که اومدم زیارت اربعین فهمیدم زیارت شما دعوتِ، امسال هم محبوبه خانم دوست داره زائرتون باشه، خودتون از یه راهِ بی‌گمان محبوبه خانم رو دعوت کنین. تا این که پیش از ظهر آقای اسدی زنگ زد و ازم شماره حسابم رو خواست بابت کاری که دو سال پیش براشون انجام داده بودم و چون اون موقع ورشکست کرده بود پولی بهم نداده بود، امروز اومد و کل بدهی‌شو پرداخت کرد و بنده خدا کلی هم عذر خواهی کرد ولی من از خوشحالی قند توی دلم آب می‌شد و از امام حسین بابت دعوت شما تشکر کردم.


قطرات اشک روی گونه‌های محبوبه خانم شبنم وار سرازیر شدند.

 

اللهم ارزقنا زیارة الحسین فی الدنیا و الاخرة


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما