ایمان و مومن، نفاق و منافق
یعنی علی و معاویه
----------------------------------------
سخن چند در مورد معاویه مکار،
----------------------------------------
امیرمؤمنان علی علیه السلام در نهج البلاغه با صراحت، معاویه و یارانش را منافقینی معرفی میکند که لحظهای ایمان نیاوردند و فرمود :
سوگند به آن كس كه دانه را شكافته و انسانها را آفريده معاویه و یارانش اسلام را هرگز نپذيرفتند، بلكه در ظاهر تسليم شدند و كفر را در درون پنهان داشتند و هنگامى كه ياورانى بر ضد اسلام يافتند، آنچه را پنهان كرده بودند آشكار كردند
(فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ ، مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا، وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ، فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوهُ)
منبع _نهج البلاغه نامه١٦
در روایات اهلسنت هم میخوانیم پیامبر گرامی معاویه را لعنت و نفرین میکرد و میفرمود معاویه کافر میمیرد و در تابوتی از آتش در پایینترین طبقه دوزخ است و هرگاه معاویه را بر منبرم دیدید بکشید , در ذیل مفصل توضیح دادهایم :
طبق نص صحیح مسلم معتبرترین کتاب اهلسنت , معاویه دستور به حرامخواری و قتل و آدمکشی میداد!
در صحيح مسلم آمده عبدالرحمان بن عبد رب الكعبه گويد :
وارد مسجد الحرام شدم ديدم عبداللَّه بن عمرو عاص در سايه كعبه نشسته و مردم گرد او جمع شدهاند به او گفتم: پسر عمويت معاويه دستور مىدهد كه ما اموالمان را ميان خود به باطل بخوريم و مسلمانان را به قتل برسانيم در حالى كه خداوند مىفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ... و مىفرمايد: «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم ...» عبداللَّه ساكت شد سپس گفت: در اطاعت خدا از او اطاعت كن و در معصيت خدا با او مخالفت نما
.. .هَذَا ابْنُ عَمِّكَ مُعَاوِيَةُ يَأْمُرُنَا أَنْ نَأْكُلَ أَمْوَالَنَا بَيْنَنَا بِالْبَاطِلِ. وَنَقْتُلَ أَنْفُسَنَا.
منبع _صحيح مسلم،
ابنابىالحديد عالم بزرگ اهلسنت در شرح نهجالبلاغه گويد:
قد طعن كثير من اصحابنا فى دين معاويه و لم يقتصروا على تفسيقه و قالوا عنه: انه كان ملحدا لا يعتقد النبوة و نقلوا عنه فى فلتات كلامه و سقطات الفاظه ما يدل على ذلك؛
اصحاب ما ( یعنی بزرگان اهلسنت ) معاويه را فقط فاسق نمىدانند، بلكه اعتقادات او را نيز مخدوش مىشمارند و گفتهاند او ملحد بود و اعتقادى به نبوّت پيغمبر اكرم نداشت و سخنانى كه گاه از زبان او مىپريد و دلالت بر اين معنا داشت را نقل كردهاند
منبع _شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد، ج5، ص129.
ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه از كتاب اخبارالملوك گوید :
روزى معاويه شنيد مؤذن مىگويد: «اشهد ان لا اله الا اللَّه» معاويه سه بار آن را تكرار كرد؛ ولى هنگامى كه مؤذن گفت: اشهد أنّ محمداً رسول اللَّه، معاويه گفت: عجب اى فرزند عبداللَّه (منظورش پيغمبر اسلام بود) تو همت بلندى داشتى راضى نشدى جز اينكه اسم خودت را در كنار اسم خدا قرار دهى و شهادت به نبوّت را تكرار نكرد. روى أحمد بن أبي طاهر في كتاب أخبار الملوك أن معاوية سمع المؤذن يقول أشهد أن لا إله إلا الله فقالها ثلاثا فقال أشهد أن محمدا رسول الله فقال لله أبوك يا ابن عبد الله لقد كنت عالي الهمة ما رضيت لنفسك إلا أن يقرن اسمك باسم رب العالمين.
منبع _شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج10، ص101
برخی از جهال اهلسنت میخواهند در مذهب ابن ابیالحدید تشکیک کنند در حالی که بزرگان اهلسنت تصریح کردهاند ابنابیالحدید , عالم بزرگ اهلسنت است و در اصول دینش پیرو مذهب اعتزال بوده و در فروع دینش , شافعی مسلک بوده است .
عبدالحميد بن هبة اللّه بن محمد بن محمد ابن أبي الحديد، عز الدين أبو حامد المدائني المعتزلي الفقيه الشاعر أخو موفّق الدين.
منبع _الوافي بالوفيات، ج18، ص76
أخوه عز الدين الآتي ذكره في أسماء عبد الحميد كان معتزليا.
منبع _الوافي بالوفيات، ج8، ص225
عبد الحميد بن هبة اللَّه بن محمد بن الحسين بن أبي الحديد، أبوحامد، عزالدين: عالم بالأدب، من أعيان المعتزلة
منبع _الأعلام، ج3، ص289
چنان که گفتیم ابنابیالحدید در فروعات پیرو امام شافعی بوده :
عز الدين ابن أبي الحديد ... و اشتغل بفقه الإمام الشافعي "
منبع _وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان، ج7، ص342
اشتغل بفقه الإمام الشافعي
منبع _موسوعة أعلام العلماء والأدباء العرب والمسلمين، ج6، ص274
بنابراین به مولوی نقشبندی میگوییم تا به دروغ مقدس تراشی نکند و معاویه را به عنوان یک فرد مقدس به عوام اهلسنت معرفی نکند ؛ زیرا مذهب اهلسنت از معاویه بیزار است.
امام خمینی هم که مبتکر وحدت اسلامی است در مورد معاویه تقیه نمیکرد ؛ زیرا معتقد بود معاویه نزد اهلسنت قداستی ندارد و با صراحت از معاویه بدگویی میکرد و او را لعنت میکرد و میگفت :
ميثم تمار، اين زبان گوياى اسلام تا آنجا گفت و گفت كه جلادان معاويه عليه اللعنه زبانش را بريدند، دستهايش را قطع كردند و بدترين شكنجهها را به او دادند.
منبع _صحيفه امام، ج1، ص164
یا در بدگویی دیگر از معاویه چنین گوید :
معاويه يك سلطان بود در آن وقت؛ حضرت امام حسن ع بر خلافش قيام كرد در صورتى كه آن وقت همه هم با آن مردك بيعت كرده بودند و سلطانش حساب مىكردند. حضرت امام حسن قيام كرد تا آن وقتى كه مىتوانست. وقتى كه يك دسته علاف نگذاشتند كه كار را انجام بدهد، با آن شرايط صلح كرد كه مفتضح كرد معاويه را. آن قدرى كه حضرت امام حسن معاويه را مفتضح كرد به همان قدر بود كه سيدالشهداء يزيد را مفتضح كرد
منبع _صحيفه امام، ج2، ص371
و در بدگویی دیگر معاویه را منافق معرفی کرده و گوید :
چون قيام اميرالمؤمنين در مقابل معاويه مىباشد كه عملى بيش از اعمال آن ديكتاتور مرتكب نشده بود. على در مقابلِ ستمكارى بود كه با امامت جمعه و جماعت و تشبث به اسلام، خون مردمان را مىمكيد؛ قيام در مقابل ظلم و ظالم بود و چندين هزار فدايى داد كه عمار ياسر يكى از آنها بود
منبع _صحيفه امام، ج3، ص465
و در بدگویی دیگر معاویه را از کافر هم بدتر میداند و گوید :
" حضرت امير وقتى كه مواجه مىشود با لشكر معاويه كه از كفار هم بدتر بودند، با خوارج كه آنها هم به همان طور بودند، با كمال شدت [برخورد مىكرد].
منبع _صحيفه امام، ج9، ص385
یا باز در مورد نفاق معاویه گوید :
با معاويه بايد چه كرد كه امام جماعت است. و براى خدا- به قول خودش- براى اسلام، براى خودش مىخواهد هم جنگ بكند براى اسلام و هم [خدمت] بكند و اينها! منافق است به مردم شام حالى كرده است كه من يك آدم مسلمانى هستم، و مخالف اميرالمؤمنين هم كه اصلًا مسلمان نيست. اين كه اميرالمؤمنين را آنجا مىگويد مسلمان نيست. به طورى كه وقتى مىگويند به اهل شام كه على را كشتند در محراب عبادت،
مىگويند
مگر او نماز مىخواند؟ تو مسجد چه مىكرد على؟ با اينها بايد چه كرد؟ جز پناه به خداى تبارك و تعالى. و جز افشاگرى؟ ملت بايد افشا كند
منبع _صحيفه امام، ج11، ص235
امام خمینی ره با صراحت میگوید : معاویه نزد اهلسنت جایگاهی ندارد , بیان ایشان چنین است :
معاويه قبلًا اگر بعض از برادرهاى اهلسنت ما نمىخواستند راجع به معاويه مثلًا چيزى بگويند، لكن حالا ديگر معلوم نيست اين طور باشد. معاويه ديگر اين قدر رسوا شده است كه مسلمين ديگر او را قبول ندارند. پس در عين حالى كه در جنگ صفين، اميرالمؤمنين بالاخره شكست خورد، لكن پيروز شد؛ براى اينكه مكتب محفوظ بود. و معاويه هم ماهيتش معلوم شد براى آن اشخاصى كه نمىدانستند، ماهيتش معلوم شد، منكشف شد،
منبع _صحيفه امام، ج10، ص107
بنابراین جناب نقشبندی!
لطفا دست از فریب عوام اهلسنت دست برداشته و به خاطر رضایت وهابیون عربستان از معاویه مقدسسازی مکنید!
رهبر انقلاب نیز با صراحت از معاویه بدگویی میکند و میفرماید :
معاويه به دهاء و مكر در حكومت معروف بود
یا رهبر انقلاب در بدگویی دیگر از معاویه گوید :
در مورد معاويه مسئله فقط اين نبود كه او آدم فاسق و فاجر و ظالمى است؛ بلكه معاويه كسى بود كه اميرالمؤمنين میدانست كه هدف او تغيير مسير است و او به هيچ قيمت در جهت اميرالمؤمنين حركت نخواهد كرد، اگر استاندار اميرالمؤمنين هم بماند، كار خودش را خواهد كرد. كما اينكه در زمان عثمان و در زمان عمر هم كار خودش را میكرد. معاويه حتى زير بار عمر هم نميرفت و زير بار عثمان هم نميرفت و بدون ترديد، اگر حضرت او را ابقاء میكرد، زير بار اميرالمؤمنين هم نمیرفت. واقعاً مسئلهى معاويه مسئلهى يك حاكم معمولى نبود، مسئلهى يك غدّهى فاسد و خطرناك بود. براى اين بود كه حضرت به اين نتيجه رسيد كه بايد او را بر
دارد.