#شبهات_عزاداری_در_ماه_محرم
شبهه:
هنگام آب نوشیدن یا حسین نگویید، حسین تشنه آب نبود، تشنه انسانیت بود.
پاسخ:
به دلائل زیر، یاد کردن از امام حسین علیه السلام هنگام آب خوردن، عین انسانیت است:
1 حدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَيْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَيْنَ (عليه السلام) وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلِجَ الْفُوءَادِ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ مِثْلَهُ
داود رقّى گويد: در محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بودم. حضرت آب طلبيد و چون آب را نوشيد به گريه افتاد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد سپس به من فرمود:
اى داود خدا قاتل حسين عليه السّلام را لعنت كند. بندهاى نيست كه آب نوشيده و حسين عليه السّلام را ياد نموده و كشندهاش را لعنت كند، مگر آنكه خداوند منّان صدهزار حسنه براى او منظور مىكند و صدهزار گناه از او محو كرده و صدهزار درجه مقامش را بالا برده و گويا صدهزار بنده آزاد كرده و روز قيامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشور مىكند.1
2 عطش امام حسین علیه السلام آنقدر شدید بود که بارها به آن اشاره شده و خود حضرت دستور داده هنگام نوشیدن آب یادش کنیم:
قالت سكينة لما قتل الحسين عليه السلام اعتنقته فأغمي علي فسمعته يقول شيعتي ما إن شربتم ري عذب فاذكروني * أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبوني
حضرت سکینه سلام الله علیها گوید پدرم ساعات آخر چنین سفارش فرمود: اي شيعيان من، هر وقت آب خوشگوار بنوشيد ياد از لب تشنه من نمائيد، و هر زمان نام غريب يا شهيدي را شنيديد، بر من ندبه كنيد.2
3 جبرئیل درباره عطش حضرت، به آدم علیه السلام گفت:
ولدك هذا يصاب بمصيبة تصغر عندها المصائب، فقال: يا أخي، و ما هي؟ قال: يقتل عطشانا، غريبا، وحيدا، فريدا، ليس له ناصر و لا معين، و لو تراه يا آدم، وهو يقول: وا عطشاه، وا قلة ناصراه، حتي يحول العطش بينه وبين السماء كالدخان...»
«به اين فرزند تو مصيبتي ميرسد كه همهي مصيبتها نزد آن كوچك ميباشد. گفت: اي برادر، آن چه مصيبتي است؟ گفت: تشنه، غريب، و تنها كشته ميشود، يار و معيني ندارد، اي كاش او را ميديدي - اي آدم - كه ميگويد: واي از تشنگي، واي از بيياوري، تا اينكه تشنگي ميان او و آسمان مانند دود حائل گردد...»3
____________________________________
1.کامل الزیارات باب ۳۲
2.مصباح کفعمی ص۷۴۱
3.بحارالانوار ۴۴/۲۵۴
اینگونه مطالب و بیش از آن درکتاب «شبهات عزاداری»،از حجت الاسلام دکتر عصیری