مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب هیاهوی غفلت در زندگی فردی و اجتماعی
امتیاز کاربران 5

تولیدگر گرافیک

خراسانی هستم. از تاریخ 27 اردیبهشت 1395 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر گرافیک تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 39 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
هیاهوی غفلت در زندگی فردی و اجتماعی

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ پنج‌شنبه, 11 آبان 02
در پرونده بهار معنویت

این پرونده را با 617 اثر دیگر آن ببینید

نغمه ای از رمضان اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِيهَ وَ بَاعِدْنِي فِيهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِيهِ وَ اجْعَلْ لِي نَصِيبا مِنْ كُلِّ خَيْرٍ تُنْزِلُ فِيهِ بِجُودِكَ يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ؛

 خدايا روزي كن مرا در آن روز، هوش و خود آگاهي را و دور بدار در آن روز از ناداني و گمراهي و قرار بده مرا بهره و فايده از هر چيزي كه فرود آري در آن به بخشش خودت اي بخشنده ترين بخشندگان .

*شرح دعای روز سوم رمضان المبارک انسانی که اشرف مخلوقات است گاهی به جایی می رسد که تا حد حیوانیت و حتی پایین تر از آن هم سقوط می کند.

 یکی از عواملی که باعث سقوط انسان می شود و حربه شیطان هم هست غفلت است که بسیاری از انسانها را با این وسیله جهنمی می کند.

 قرآن کریم می فرماید:

 «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون؛

 بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريده‏ ايم دل‏ها دارند كه با آن فهم نمى‏ كنند چشم ‏ها دارند كه با آن نمى ‏بينند گوش ‏ها دارند كه با آن نمى‏ شنوند ايشان چون چارپايانند بلكه آنان گمراه‏ ترند ايشان همان غافلانند.»[1] 

هدف اصلى آفرينش، خداپرستى و عبوديّت است، ولى نتيجه ‏ى كار بسيارى از انسان‏ها در اثر عصيان، طغيان و پايدارى در كفر و لجاجت چیزی جز دوزخ نیست، گويا كه در اصل براى جهنّم خلق شده‏ اند. دوزخى شدن بسيارى از انسان‏ها، به خاطر بهره ‏نبردن از نعمت‏ هاى الهى در مسير هدايت و كمال است. زيرا با داشتن چشم، گوش و دل، خود را به غفلت زده ‏اند. «أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»[2] 

*هیاهوی غفلت در زندگی فردی و اجتماعی چطور می شود که غفلت این گونه آینده ای ناگوار را برای انسان رقم می زند؟ منشاء تمام شرور، غفلت از خداست. انسان براساس توجه به خداست كه انصاف، عدالت، رحم و مروت در او زنده مي شود. شيطان وقتي مي خواهد انسان را به گناه دعوت كند، اول كاري كه مي كند اين است كه فكر انسان را از خدا به خود انسان برمي گرداند و به سمت مصالح و منافع و تعلقات خود مي چرخاند. وقتي انسان به خود توجه كرد، كوچك و حقير و ضعيف مي شود، همۤتش پايين مي آيد، مسائل بزرگ را فراموش مي كند، مسائل كوچك براي انسان تلخ مي شود به واسطه التفات به خود، ياد خدا را فراموش مي كند، دقيقاً با چيزي كه براي حفظ خود انجام مي دهد صدمه و لطمه مي بيند.

 خداوند متعال چرا مسئله حضرت آدم را در بهشت به طور مكرر در قرآن ذكر مي كند؟ براي آنست كه اول انسان فكر كند كه من از حضرت آدم بالاتر نيستم و مواظب و مراقب باشد. انسان در هر مقام و موقعیتی قرار گرفت نباید گذشته خود را فراموش کند که چه بوده است. در تاریخ آمده شخصی به نام اياز در ابتدا غلام « سلطان محمود» بود و در اثر زيركي و فداكاري مقرب ترين و نزديك ترين فرد نزد سلطان گرديد. اين امر باعث حسادت وزيران و درباريان گرديد و آن ها به فكر افتادند هر طور كه شده، اياز را نزد سلطان خوار گردانند. اياز حجره اي داشت كه هميشه درِ آن بسته و قفل زده بود و كسي را به داخلِ آن راه نمي داد. هر روز صبح، قبل از اينكه اياز نزد سلطان برود، وارد اين اتاق مي شد، مدّتي در آنجا مي ماند و سپس بيرون آمده، در را قفل كرده و به قصر سلطان مي رفت.

عدّه اي از حسودان، نزد سلطان محمود رفتند و گفتند:« اياز مقدار زيادي جواهر و طلا از خزانه ي سلطنتي دزديده و در اتاقي جمع كرده است و هر روز صبح به آن اتاق مي رود، جواهرات و طلاهايش را مي شمرد و سپس بيرون مي آيد و هيچ كس را به آن اتاق راه نمي دهد.» آنقدر گفتند كه سلطان به شك افتاد. بنابراين دستور داد يك روز بعد از اينكه اياز به قصر آمد، عده اي از مأموران با بيل و كلنگ به خانه ي اياز رفته، در را شكسته و هر چه طلا و جواهر يافتند، براي سلطان بياورند. مأموران طبق نقشه عمل كردند. با كلنگ، قفل در را شكستند و وارد اتاق شدند. امّا در اتاق جز پوستين و كفش كهنه چيز ديگري نيافتند. مشكوك شدند كه حتماً جواهرات بايد مخفي شده باشد، به همين دليل شروع به كندن زمين نمودند، امّا چيزي نيافتند.

 به ناچار، پوستين و كفش را نزد سلطان بردند سلطان فهميد كه درباريان حسادت ورزيده و سعايت كرده اند. بنابراين سلطان آنها را احضار كرد و گفت:« اگر اياز از شما راضي نشود و شما را نبخشد، من شما را مجازات خواهم كرد.» درباريان به پاي اياز افتادند و از او عذرخواهي كردند. اياز گفت:« اگر سلطان شما را ببخشد من نيز از گناه شما مي گذرم.»

 آن گاه سلطان از اياز پرسيد:« سِرِّ اينكه هر روز صبح به آن اتاق مي رفتي و خلوت مي كردي، چه بود؟» اياز پاسخ داد:« قبل از اينكه من غلام سلطان شوم، مردي تهيدست و فقير بودم و از مالِ دنيا فقط همين كفش و پوستين را داشتم وقتي كه نزد سلطان مقرّب شدم، آنها را در اتاقي گذاشتم و هر روز صبح به ديدن آنها مي رفتم تا نفسم سركش نشود. و به خود مغرور نگردد و از ياد خداوند غفلت نكند.» غرض از نقل اين داستان آن است كه انسان بايد هميشه حالت اوليّه اش را به خاطر داشته باشد و بداند كه خداوند او را از نطفه ي گنديده و ناچيزي آفريده است و هر چه دارد، بخشش خداوند به اوست و انسان از خودش چيزي ندارد. رفيق اهل غفلت هركه شد از كار مي ماند ........ چويك پا خفت، پاي ديگر از رفتار مي ماند ودر جایی دیگر: غافل مشو كه عمر تو بر باد مي رود ....... بَر رَخْش عُمر ، هر نفسي تازيانه ايست 

*راهکارهای درمان غفلت از راههای غفلت زدایی ذکر خداست. اینکه انسان همیشه به یاد خدا باشد و بداند زیر ذره بین خدا قرار دارد غفلت را از بین میبرد. 

در حدیث قدسی آمده:«أيُّما عَبدٍ اِطَّلَعتُ عَلى قَلبِهِ فَرَأيتُ الغالِبَ علَيهِ التَّمَسُّكَ بِذِكرِي تَوَلِّيتُ سياسَتَهُ و كنتُ جَلِيسَهُ و مُحادِثَهُ و أنِيسَهُ؛

هر گاه به دل بنده اى سر زنم و ببينم كه ياد من بر آن چيره گشته است، تربيت او را خود به عهده گيرم و همنشين و همسخن و همدم او شوم.» 

راه دیگر این است که زیاد به قبرستان و زیارت اهل قبور برویم تا خیلی به خوشی دنیا دل نبندیم و از محرومیتهای آن نگران نشویم و همیشه به فکر مرگ و آخرت باشیم راه سوم دوستی و همنشینی با اهل ذکر و شرکت در جلسات دعا و دوری از افراد غافل و هرزه است که بسیار تأثیر دارد. راه چهارم هم مداومت بر اذکار و ادعیه وارده برای زمانهای مختلف و قرائت قرآن است.

 پی نوشت:

 1- اعراف .179 

2- تفسير نور، ج‏4، ص: 230

نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما