گفتگوی خداوند با معبودها
ﻭَﻳَﻮْمَ ﻳَﺤْﺸُﺮُﻫُﻢْ ﻭَﻣَﺎ ﻳَﻌْﺒُﺪُﻭﻥَ ﻣِﻦ ﺩُﻭﻥِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻓَﻴَﻘُﻮﻝُ ﺃﺃَﻧﺘُﻢْ ﺃَﺿْﻠَﻠْﺘُﻢْ ﻋِﺒَﺎﺩِﻱ ﻫَﺆْﻟَﺎءِ ﺃَمْ ﻫُﻢْ ﺿَﻠُّﻮﺍْ ﺍﻟﺴَّﺒِﻴﻞَ«١٧». ﻗَﺎﻟُﻮﺍْ ﺳُﺒْﺤَﺎﻧَﻚَ ﻣَﺎ ﻛَﺎﻥَ ﻳَﻨﺒَﻐِﻲ ﻟَﻨَﺂ ﺃَﻥ ﻧَّﺘَّﺨِﺬَ ﻣِﻦ ﺩُﻭﻧِﻚَ ﻣِﻦْ ﺃَﻭْﻟِﻴَﺂءَ ﻭَ ﻟَﻜِﻦ ﻣَّﺘَّﻌْﺘَﻬُﻢْ ﻭَ ﺁﺑَﺂءَﻫُﻢْ ﺣَﺘَّﻲ ﻧَﺴُﻮﺍْ ﺍﻟﺬِّﻛْﺮَ ﻭَﻛَﺎﻧُﻮﺍْ ﻗَﻮْﻣﺎً ﺑُﻮﺭﺍً«١٨ فرقان».
(ﻭ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ) ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻭ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺧﺪﺍ ﻣﻲ ﭘﺮﺳﺘﻴﺪﻧﺪ (ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﺎ) ﻣﺤﺸﻮﺭ ﻛﻨﺪ، ﭘﺲ (ﺑﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ) ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻛﺮﺩﻳﺪ، ﻳﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ؟ (ﻣﻌﺒﻮﺩﻫﺎ) ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺧﺪﺍﻳﺎ! ﺗﻮ ﻣﻨﺰّﻫﻲ، ﻣﺎﺭﺍ ﻧﺮﺳﺪ ﻛﻪ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻭﻟﻲ ﺗﻮ ﺁﻧﺎﻥ ﻭ ﭘﺪﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﺎﻣﻴﺎﺏ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻱ ﻛﻪ ﻳﺎﺩ (ﺗﻮ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ) ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻫﻠﺎﻙ ﻭ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻢ ﺷﺪﻧﺪ.
«ﺑُﻮﺭ»: ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﺧﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ، ﮔﻞ ﻭﮔﻴﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ، «ﺑﺎﻳﺮ» ﮔﻮﻳﻨﺪ.
ﺍﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﻣﺘﻮﺟّﻪ ﺗﻤﺎم ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻰ ﻣﺮﺩم ﺷﺮﻳﻜﻨﺪ و معبود های خیالی را به جای خداوند معرفی کردند؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﻣﺰﺩﻭﺭ، سلاطین ﺳﺘﻤﮕﺮ، ﻋﺎﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻯ و ... معبودها( اعم از بتها، حضرت عیسی ع در عقیده مسیحیان یا غلات؛ مثل علیالّلهی ها و...) در قیامت برای دفاع از خود، خداوند را منزه می دانند که خدایا ما کجا و جز تو خدایی گرفتن کجا! و هم علت انحراف آنها را در اعطا کردن نعمت های دنیا به آنان و پدرانشان می دانند که به ﺟﺎﻯ ﺷﻜﺮ ﻧﻌﻤﺖ، ﺩﺭ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ و ﻳﺎﺩ خدا ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ و در ورطه هلاکت و بوار افتادند.