پدر: پسرم مژده بده که بالاخره وام درست شد. حالا اون لب تاپ رو برات می خرم.
پسر: آخ جون! ولی چطور؟ مگه نگفتی یه مدرکت ناقصه و درست نمیشه.
پدر: آره! ولی یکی از دوستام رفیق قدیمی رئیس بانک بود، اومد مشکلم حل شد.
پسر: پس برای جور شدن وام، به دوستت متوسل شدی؟
پدر: چاره ای نبود. دستم به خود رئیس که نمی رسه.
پسر: یاد شیعه ها افتادم. برای درخواست از خدا، به خاندان پیامبر متوسل می شن.
پدر: اونا مشرک اند. خدا خودش هست. نیاز به واسطه نداره.
پسر: چطور رئیس بانک واسطه می خواد، اما خدای مهربون که خیلی خیلی مقام داره، برای اجابت درخواست های ما، نیاز به واسطه نداره! تازه خداوند در قرآن فرموده: هر وقت خواستید بیایید پیش من، وسیله بیارید(1). خوب وسیله همین توسله دیگه!
(1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ(مائده/35)
پدر: عجب!! تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم. اگه آخرش مشرک نشدیم از دست تو!!
#نقد_وهابیت_تکفیری
مطالب مرتبط
صمیمانه های من و بابام(8)