مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب ادّعای قائمیت علی محمد باب
امتیاز کاربران 5

تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن توزیع گر سایت

بابائی هستم. از تاریخ 16 خرداد 1394 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن توزیع گر سایت توزیع گر شبکه های اجتماعی توزیع گر پیام رسان تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 44 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
ادّعای قائمیت علی محمد باب

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ یکشنبه, 26 آذر 02

میزبان من قلم را برداشته و با سرعت خارج تصوّر سورة الملک را که اولین سوره آن تفسیر مبارک است، نازل فرمودند. من همانطور نشسته بودم و گوش می دادم تا اینکه با حيرت و ترديدی که به من دست داده بود، برخاستم و عرض کردم اجازه بفرمائيد مرخّص شوم. با تبسّمی فرمودند: بنشينيد اگر حالا از اينجا بيرون برويد هر کس شما را ببیند خواهد گفت که اين جوان ديوانه شده است.

“چرا علی محمد شیرازی به میهمان خود چنین کلامی را گفت؟ بخاطر اینکه ملاحسین که عصر تا پاسی از شب در خانه علی محمد بود از او ادعای باور نکردنی را مشاهده کرد لذا با گذشت چندین ساعت که میزبان او را با لطائف الحیل در خانه اش نگه داشته بود، از این بابت دچار شک و تردید شده لذا اجازه خارج شدن از منزل را خواست که علی محمد به او گفت اگر با این از خانه اش بیرون رود هر کس او را ببیند خواهد گفت که او دیوانه شده است”.

آن وقت دو ساعت و يازده دقيقه از شب شصت و پنجم نوروز مطابق با شب سوم خرداد ماه باستانی از سال نهنگ و پنجم جمادی الاولی سال ۱۲۶۰ قمری مطابق با ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ میلادی گذشته بود. سپس فرمودند: بعد از اين در آينده اين شب و اين ساعت از بزرگترين و اعظم اعياد محسوب خواهد شد. خدا را شکر کن که به آرزوی خود رسيدی و از رحيق مختوم آشاميدی. خوشا به حال اشخاصی که به اين موهبت فائز شوند. سه ساعت از شب گذشته بود که امر فرمود تا شام حاضر کنند. غلام حبشی امر مبارک را اجرا کرد و جلوی ما سفره گسترد و طعامی لذید آورد که جسم و روح مرا تغذيه نمود. در آن وقت در حضور مولایم احساس می کردم که از خوراک های بهشتی مرزوقم. آن غلام حبشی از تأثير تربيت آن جوان نصيب وافری داشت و در نظر من نیز دارای مقام بلندی بود. محبّت و لطف رفتار ميزبان بزرگوار مخصوص خودش بود از کس ديگری ممکن نبود آنگونه عواطف و فضائل‌ آشکار و ظاهر گردد. همين مطلب به تنهائی برای عظمت و جلالت آن بزرگوار برهانی کافی و شاهدی صادق بود و احتياجی به ساير شئون هم نداشت.

به تصریح شوقی ربانی آخرین پیشوای بهائی علی محمد در آن شب ظهور به ملاحسین اظهار مقام قائمیت کردند! وی در کتاب قرن بدیع صفحه 43 می نویسد: «ملاحسین در شرح تشرف خویش به ساحت مبارک پس از ذکر سؤالاتی که از محضر انور نموده و اجوبه کافیه شافیه که از لسان اطهر جاری شده و کلّ مدلّ بر عظمت روح و علوّ ذات و حقانیت دعوی مبارک نسبت به مقام قائمیت است چنین بیان می کند: بنحوی مسحور بیانات آن شمس معانی گشتم که از خود بیخود شده و فراموش کرده بودم که چه پاسی از شب گذشته و جمعی به انتظار من هستند؛ از دنيا بی خبر و همه چيز را یاد برده بودم. ناگهان صدای اذان صبح از مناره مسجد بگوشم رسيد. آن شب در محضر او جميع نعم الهيّه را که در قرآن برای اهل بهشت مقرّر فرموده محسوس ديدم. آن شب خواب به چشم من نيامد. به نغمات صوت روح افزا و آواز جانفزايش در هنگام نزول آيات قيّوم الاسماء يعنی تفسير سوره يوسف گوش فرا داده و از ترنّماتش لذّت می بردم در حين مناجات با لحنی دلربا بعد از هر چند جمله اين آيات قرآن کریم را تلاوت می کرد‌: “سُبحَانَ رَبِّکَ رَبِّ العِزّةِ عَمّا يَصِفُون وَ سَلَامٌ عَلَی المُرسَلِينَ و َالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العَالَمِينَ”. بعد فرمود: شما اول کسی هستيد که به من مؤمن شده‌ايد من باب اللّه و نقطه اولیه هستم و شما باب الباب. بايد هجده  نفر به من مؤمن شوند باين معنی که ايمان آنها نتيجه تفحّص و نیز جستجوی خود آنها باشد بدون اينکه کسی آنها را از اسم و رسم من آگاه کند بايد مرا بشناسند و بمن مؤمن شوند و چون تعداد حروف حی کامل گردد، آن وقت يکی از آنها را انتخاب می کنم که با من در سفر مکه و مدینه همراهی کند.

“در احادیث متواتری که از أهلبیت علیهم السّلام وارد شده آمده است: وقتی که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه ظهور می کند وارد مسجدالحرام می شود و به كعبه تكيه می دهد. سپس سیصد و سیزده نفر از خواص اصحابش نزد او جمع می شوند و اولين سخن آن حضرت آيه شریفه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» است. بعد از آن حضرت خودش را معرفی می كند كه من حجت خدا و نماينده خدا بر شما هستم. نه اینکه إمام زمام (عج) در شیراز ظهور کند و بگوید من به مکه می روم و در آنجا پیام خدا را به والی مکه إعلان می کنم!“

در مکه پیام إلهی را به شريف مکه إبلاغ خواهم کرد، از آنجا مراجعت به عراق عرب کرده و به کوفه خواهم رفت؛ در مسجد کوفه پیام إلهی را آشکار خواهم ساخت. بر شما لازم و فرض است که  آنچه امشب جريان يافت از همراهان خود و دیگران مکتوم داريد و به هيچ کس چيزی نگوئيد. در مسجد ايلخانی توقف کنید و به تدريس مشغول شوید. رفتار شما نسبت به من بايد طوری باشد که رمز مستور را افشاء نکند. مرا به هيچ کس معرّفی نکنيد تا وقتی که به مکّه توجّه نمايم. در وقت عزیمت به حجاز وظائف هر یک از هجده نفر تعیین خواهد شد و هر کدام را اجراء و انجام وظائفی که دارند مأموریت می دهم و به آنها تعلیم خواهم داد که کلمة الله را به اهلش برسانند. بعد از اين فرمايشات مرا مرخّص فرمود و تا دم در حیاط بدرقه کرد و خداحافظی نمود.

نصرت الله محمد حسینی از مبلغین و مؤلفین این فرقه در مورد شب پنجم جمادی الأولی سال 1260 هجری قمری به نقل از خدیجه خانم همسر علی محمد شیرازی در کتاب حضرت باب صفحه 185 می نویسد: «خدیجه خانم حرم حضرت باب در باره آن شب تاریخی به منیره خانم حرم حضرت عبدالبهاء فرمودند: «… تا شب پنجم جمادی الأولی سنه 1260 رسید و آن شب شبی بود که جناب باب الباب مشرف شدند و تصدیق نمودند. آن شب شب بسیار عجیبی بود. فرمودند امشب ما مهمان عزیزی داریم و بسیار حالت مبارک مشتعل و افروخته بود. فانیه بسیار مشتاق استماع بیانات مبارک بودم لیکن چون به من فرمودند که شما بروید در فراش بخوابید با آنکه تمام شب بیدار بودم نخواستم تمرد فرمایش مبارک کنم ولی تا صبح صدای مبارک را می شنیدم  با جناب باب الباب صحبت می داشتند و بخواندن آیات و بیان ادله و برهان مشغول بودند».


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما