تحفه هند
(گزیده خاطرات سفر به هندوستان - شهریور 97)
مردهسوزی - 2
بازدید از معبد سای بابا را هر چه سریعتر به پایان بردیم و راهی مراسم مردهسوزی شدیم. به خیابان محل مورد نظر که رسیدیم، آقای صالح به پرندگانی که در هوا پرواز میکردند اشاره کرد و گفت: اینها دقیقا بالای سر همان جایی که مرده میسوزانند پرواز میکنند! عجیب بود! دیدن پرواز پرندگان در میان دود حاصل از خاکستر انسان، حس عجیب و وصفناپذیری به انسان منتقل میکرد!
مردهسوزخانه، حیاط نسبتا بزرگی داشت و تا چشم کار میکرد درخت و سبزه و زیبایی بود.
مثل همه هندوستان! دکتر صالح ماشین را پارک کرد و پشت سرش به راه افتادیم. با عبور از یک سالن بزرگ به محوطه اصلی رسیدیم. سه ردیف هفت تایی، مستطیل بزرگ ساخته بودند که هر کدام برای یک جنازه بود. جنازهها را داخل این مستطیلها میان انبوهی از چوب پنهان میکردند و میسوزاندند. دکتر صالح میگفت: «چند دقیقه ابتدایی مراسم، بوی گوشت سوخته بلند میشود و تا مدتی از مصرف گوشت، صرف نظر میکنید!» اما خدا را شکر وقتی ما رسیدیم دقایق ابتدایی سپری شده بود و مزاج گوشتپسند ما تغییری نکرد. ظاهرا در ابتدای مراسم، کلی دعا میخوانند و گل و گلاب میریزند و افرادی از جمعیت فامیل هم حضور پیدا میکنند. اما وقتی ما رسیدیم، همه رفته بودند و فقط مردگانی بودند که در آتش غربت و تنهاییشان میسوختند.