مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب قیام اباعبدالله الحسین علیه‌السلام
امتیاز کاربران 5

تولیدگر متن تولیدگر سایر توزیع گر وبلاگ

عباسي هستم. از تاریخ 22 آبان 1393 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولیدگر سایر توزیع گر وبلاگ توزیع گر شبکه های اجتماعی تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 20 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
قیام اباعبدالله الحسین علیه‌السلام

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 05 دی 01
در پرونده محرّم

این پرونده را با 353 اثر دیگر آن ببینید

سؤال: در روایتی آمده که امام حسین علیه السلام به عبد الله بن عمر فرمود : «مرا در نماز و دعایت یاد کن و از کمک کردن من دریغ نکن که اگر پدرت الان بود مرا کمک می کرد همانگونه که جدم را یاری نمود... » آیا این حدیث مستند و معتبر است؟

 

قیام ابا عبد الله الحسین علیه السلام بر علیه بیدادگری حکومت طاغوت دارای برجستگی هایی است که در هر عصر و جامعه ای ضرورت دارد از این ویژگی ها درس آموخته و عبرت گرفت؛ یکی از درس های عبرت آموز قیام عاشورا این است که افراد اثر گذار در جامعه باید مردم عادی را روشن ساخته و جامعه را ترغیب و تهییج می کردند به اینکه امثالی مانند یزید نمی توانند حاکمیت مسلمانان را به عهده بگیرند و همه گان را موظف می کردند که به یاری امام حسین علیه السلام برخاسته و در این جهاد مقدس علیه بیدادگری یزید شرکت کنند تا جامعه از گمراهی های بدست آمده رهایی یابد.

تاسف آور اینکه این افراد نه تنها مردم عادی را روشن نکردند و بلکه خود با بهانه هایی ، امام حسین علیه السلام را از قیام بر علیه یزید منع می کردند ؛ چه در زمانی که امام حسین علیه السلام در مدینه بودند و چه زمانی که در مکه بودند و قصد حرکت به سوی کوفه را داشتند ، به سراغ امام می آمده و سخن از بی وفایی مردم کوفه می زدند.

برجسته ترین این افراد عبارت بودند از :

  1. محمد حنفیه برادر امام حسین علیه السلام ؛[1]
  2. عبد الله بن جعفر پسر عموی امام حسین علیه السلام و شوهر حضرت زینب کبری سلام الله علیها؛[2]
  3. عبد الله عباس پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ؛[3]
  4. عبد الله بن زبیر؛[4]
  5. و ... .

عبد الله پسر عمر بن خطاب نیز از جمله افرادی است که وقتی خبردار شد امام قصد حرکت به سوی کوفه را دارد ، ضمن ملاقات با ابا عبد الله الحسین علیه السلام ، گاهی حضرت را تشویق به بیعت با یزید و صلح کردن با گمراهان کرده تا جانش را حفظ کند وگاهی می گوید از مکه برگرد و در مدینه بمان و با یزید کاری نداشته باش و همانند دیگران بی تفاوت از کنار بدعت ها گذر کن تا چند صباحی زنده بمانی ، ولی امام علیه السلام با توجه به رسالت الهی که دارد، این پیشنهاد ها را  نمی پذیرد و شهادت در راه خدا را بر زندگی ذلت بار ترجیح می دهد.

نقل های تاریخ از ملاقات های عبد الله بن عمر با امام حسین علیه السلام :

اول : دعوت از امام برای بیعت با یزید و توصیه امام علیه السلام ، عبد الله بن عمر را به تقوا و کمک کردن حضرت

شعبی می گوید : عبد الله بن عمر وقتی خبردار شد که امام حسین می خواهد به کوفه برود، به محضر امام آمد  و از حضرت خواست که از یزید اطاعت کند و از جنگ با اهل عناد بپر هیزد!

امام فرمود : « اتق الله يا أبا عبد الرحمن ولا تدعن نصرتي» ؛ «تقوا داشته باش ای ابا عبد الرحمن[5] و از یاری من خودداری مکن».

 و سپس امام برخاست و خطبه ای خواند ... .[6]

 این مطلب را  افراد ذیل نیز نقل کرده اند :

سید بن طاووس (متوفی664ه.ق )در لهوف[7] ؛ بحرانی (متوفی 1130 ه.ق)در کتاب العولم –امام الحسین علیه السلام[8]؛ سید محسن امین (متوفی 1371ه .ق)در اعیان الشیعه[9] ؛  سید شرف الدین  (متوفی 1377 ه.ق)در کتاب المجالس الفاخرة في مصائب العترة الطاهره[10] ؛  احمد حسین یعقوب در کتاب كربلاء ، الثورة والمأساة.[11]

دوم : دعوت از امام  به برگشتن به مدینه و نپذیرفتن امام این پیشنهاد را و وداع عبدالله بن عمر با امام

ابن عساکر با چهار سند نقل می کند که عبد الله بن وقتی شنید که امام حسین علیه السلام می خواهد به سمت کوفه برود ، خود را به امام رساند و گفت : اهل کوفه قومی منکر هستند وپدرت را کشتند و برادرت را تنها مجروح ساخته و گذاشتند و وقتی از برگشتن امام  حسین علیه السلام مایوس شد ، بین دو چشم امام را بوسید و از امام جدا شد.[12]

مضمون این نقل را ، ابن کثیر (متوفی 774) در البدایه و النهایه[13] ؛ محمد دمشقی (متوفی 871) جواهر المطالب فی مناقب الامام الجلیل علی بن ابی طالب ؛ محمد صالحی شامی (متوفی 942) سبل الهدی فی سیره خیر العباد و ... با ذکر نام راویان نقل کرده اند.

سوم : در خواست امام حسین علیه السلام از عبد الله بن عمر برای دعا به امام بعداز نماز

ابن اعثم در کتاب الفتوح می نویسد : امام حسین علیه السلام در مقابل سخنان عبد الله عمر که می گفت اگر در خانه خود بنشینی ، آنها با تو کاری ندارند؛ فرمود :

«هیهات یابن عمر!  آنها مرا راها نمی کنند تا یا به اجبار بیعت کنم و یا به قتل برسم».

سپس فرمود:

« اتق الله أبا عبد الرحمن و لا تدعن نصرتي و اذكرني في صلاتك، فو الذي بعث جدي‏ محمدا صلّى الله عليه و سلّم بشيرا و نذيرا لو أن أباك عمر بن الخطاب أدرك زماني لنصرني كنصرته جدي و...» ؛ «از خدا بترس و یاری مرا ترک نکن و در نمازت مرا یاد کن ! بخدا قسم که جدم محمد صلی الله علیه و سلم را بشارت دهنده و انذار کننده برگزید ، اگر پدرت عمر بن خطاب الان بود ، مرا کمک می کرد همانگونه که جدم را یاری کرد و ...».[14]

نقد و بررسی

روایات اول و دوم در کتاب های تاریخی با سلسله سند آمده است و در بیشتر کتاب هایی که تاریخ امام حسین علیه السلام را نوشته ، نقل شده است و لذا می توان گفت قابل استناد می باشند و با توجه به اینکه عبد الله بن عمر دو بار با امام حسین علیه السلام ملاقات داشتند : یکی در زمانی که امام در مکه بودند و قصد داشت به کوفه رود  و دیگری هنگامی که امام به سمت کوفه حرکت کرده بود ،[15] در نتیجه می توان گفت این  نقل اول و دوم هر کدام دریک ملاقات بود؛ ولی نقل سوم دارای چند اشکال دارد :

  1. در کتاب های معتبر تاریخ ذکر نشده است؛
  2. در کتاب الفتوح بدون سند آمده است؛
  3. کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام که ترجمه موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام است، نیز  بدون سند از کتاب الفتوح نقل کرده است.

بنابراین مستند نیست و نمی توان آن را قبول کرد.

 


[1] . ابن شهر آشوب ؛ مناقب آل ابي طالب ، نجف ، حيدريه ، 1376 ه . ق ، ج 3 ، ص 240.

[2] . طبرسي ، فضل ؛ اعلام الوري باعلام الهدي ، قم ، موسسه آل البيت لاحياء الثراث ،چاپ اول ، 1417 ه. ق ، ج 1 ، ص 446.

[3] . ابن عساکر؛ تاريخ مدينه دمشق ، بيروت ، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزيع ، 1415 ه.ق ، ج 14 ، ص 201.

[4] . طبري ، ابن جرير ؛ تاريخ الامم و الملوک (معروف به تاريخ طبري) ، بيروت ، موسسه الاعلمي ، بي تا ، ج 4 ، ص 289 .

[5] . کنيه عبدالله بن عمر بن خطاب ابا عبد الرحمن بود.

[6] . ابن نما حلي ؛ مثير الأحزان ، نجف ،حيدرية ، 1369 ه . ق ، ص29.

[7] . ابن طاووس ، علي بن موسي ؛ اللهوف في قتلى الطفوف ، قم  ،أنوار الهدى ، چاپ اول ، 1417 ه.ق ، ص22.

[8] . بحراني ، عبد الله ؛ العوالم –الامام الحسين عليه السلام - ، قم ، امير ، چاپ اول ، 1407ه . ق ، ص 214.

[9] . محسن امين ؛ أعيان الشيعة،  بيروت ، دار التعارف للمطبوعات ، چاپ اول ، 1371 ه . ق ، ج 1 ، ص 593.

[10] . سيد شرف الدين ؛ المجالس الفاخرة في مصائب العترة الطاهرة ، قم ، مؤسسة المعارف الإسلامية ، چاپ اول ، 1421 ه.ق ، ص 185 .

[11] . أحمد حسين يعقوب ؛ كربلاء ، الثورة والمأساة،  بيروت ، الغدير للطباعة والنشر والتوزيع ، چاپ اول ، 1418 ه . ق ،  ص 221.

[12] . ابن عساکر ؛ ترجمه الامام الحسين ، بي جا ، مجمع احياء الثقافه الاسلاميه ، جاپ دوم ، 1414 ه.ق ، ص 280.

[13] . ابن کثير ؛ البدايه و النهايه ، بيروت ، دار احياء التراث العربي ، چاپ اول ، 1408 ه.ق ، ج6 ، ص 259.

[14] . ابن اعثم کوفي ، ابو محمد احمد ؛ الفتوح‏ ، بيروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1411 ه.ق ، ج5 ، ص 25.

[15] . عسگري ، مرتضي ؛ معالم المدرستين ، بيروت ، موسسه النعمان ، 1410 ه . ق ، ج3 ، ص 60.


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما