پيشينه الفت و محبت بهائيت در كلام عبدالبهاء
https://bahaiat.com/?p=۸۶۹۴
الفت و محبت واژگان زيبايي است كه در جهان مملو از خشونت امروز چشم نوازي ميكند. بهائيت به عنوان يك جريان نوظهور، اين واژگان را به عنوان تعاليم بديع خود به كار ميگيرد؛ ولي اين شعار زيبا پيشينه متناقضي دارد كه عباس افندي (عبدالبهاء) در يك خط آن را خلاصه ميكند.
عباس افندي اين پاردوكس را با تلخيص كتاب بيان (نوشته علي محمد شيرازي كه بهائيان او را باب و مبشر بهائيت ميخوانند) بيان ميكند:
«در یوم ظهور حضرت اعلی منطوق بیان، ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق، و هدم بقاع، و قتل عام الامن آمن و صدق بوده».(۱)
او در کتاب «مكاتيب» خود به مآخذ و مرجع این احکام و تعاليم علي محمد شيرازي (باب) اشارها نميكند؛ ولي مهدي گلپایگانی در کتاب «کشفالغطاء» به این احکام اشاره و مآخذ آنها را بيان كند كه حكم «محو و اتلاف جمیع کتبی که در غیر بیان (بابيت) نوشته شده است» در بیان عربی، باب ۶ از واحد ۶ و آموزه «هدم و تخریب کل مَشاهد و مَعابد و بُقاع و مَقابر» در كتاب بیان عربی، باب ۱۲ از واحد ۴ و تعليم «قتل نفوس غير بابي» در بیان عربی باب ۱۶ از واحد ۷ بيان شده است.
با وجود اذعان به اين تعاليم ياغيگرايانه، پرسشهايي مطرح ميشود:
۱. اگر بر پايه ادعاي بهائيان، علي محمد شيرازي، مهدي موعود است، چرا به جاي گسترش عدل و داد، جنگ و خونريزي و ياغيگري توسعه پيدا كرد؟
۲. بهائيان، علي محمد شيرازي را مبشر خود ميدانند، چگونه ميتوان توقع داشت با بشارت ويرانگري كه آباديها را مزبله ساخته، بوستان نمودار شود كه گلهاي الفت و محبت در آن برويد؛ مگر نه اين است كه ميوه و ثمره در خاك و خاستگاه حاصلخيز ميرويد نه در مزبله و لجنزار.
۳. آيا به دليل همين پيشينه شرمآور است كه آثار عليمحمد شيرازي سوزانده شد تا كسي به سابقه و گذشته دنباله اين جريان دست نبايد؟