مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب عبدالحسین آواره و میرزا بزرگ نوری
امتیاز کاربران 5

تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن توزیع گر سایت

بابائی هستم. از تاریخ 16 خرداد 1394 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر فیلم و صوت تولیدگر متن توزیع گر سایت توزیع گر شبکه های اجتماعی توزیع گر پیام رسان تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 44 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
عبدالحسین آواره و میرزا بزرگ نوری

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ یکشنبه, 26 آذر 02

در پست های قبلی که راجع به خاندان میرزا حسینعلی نوری پیامبر فرقه بهائیت نوشتیم روشن شد که میرزا عباس نوری پدر میرزا حسینعلی معروف به میرزا بزرگ نوری برخلاف آنچه که پیروان بهائی، مؤلفین، مبلغین و عبدالبهاء بیان می کنند، نه وزیر دربار فتحعلی شاه یا محمد شاه قاجار بود و نه سمت منشی گری داشت.

اما عباس عبدالبهاء دومین رهبر فرقه بهائیت در یک دروغی آشکار میرزا عباس پدر بزرگش را وزیر دربار قاجار دانسته و در کتاب مفاوضات صفحه 20 در اظهار نظری عجیب چنین بیان می دارد: «باری جمال مبارک (حسینعلی نوری) پدرشان از وزرا بود نه از علما». هرچند عبدالبهاء با گفتن اینکه پدر حسینعلی از وزرا بود نه از علما قضیه را به خیال خود تمام شده پنداشته و به شایعاتی که در مورد او بر سر زبان ها بود، پایان داده است، اما فراموش کرد که سال وزارت، مکان وزارت و پادشاه زمانش را نیز معین و مشخص نماید تا متهم به دروغگوئی نگردد. زیرا در حال حاضر با دسترسی آسان به اطلاعات به راحتی می توان اسامی پادشاهان، وزرا و معاونین آنها را در اینترنت جستجو کرد.

عبدالحسین تفتی یزدی یکی از مبلغین شهیر بهائی است که مدت 20 سال از عمرش را در این فرقه گذرانیده است. وی که از مبلغین تراز اول و معتمد عبدالبهاء بود، کتاب الکواکب الدریه فی مآثرالبهائیه را به دستور مستقیم عبدالبهاء در تاریخ فرقه بابیت و بهائیت به نگارش در آورد. اما پس از مرگ عبدالبهاء و به قدرت رسیدن شوقی توبه کرد و از این فرقه جدا گشت. وی بعد تبرّی از این فرقه کتابی بنام کشف الحیل نگاشت و در آن به افشاگری از این فرقه و رهبران آن پرداخت. از ویژگی های خاص این کتاب این است که تمام مطالب سه جلد این کتاب به صورت پرسش و پاسخ بین آیتی (عبدالحسین بعد از جدائی از بهائیت) و آواره (عبدالحسین قبل از جدائی از بهائیت) و در مورد بهائیان می باشد.

وی  در بخشی از این کتاب که در مورد میرزا بزرگ پدر میرزا حسینعلی نوری مازندرانی می باشد، مطالب نابی گفته است که بازخوانی آن خالی از فایده نیست و کاربران را هرچه بیشتر با میرزا بزرگ نوری و شخصیت او آشنا می کند. و ما در اینجا عین عبارات او را از کتاب کشف الحیل جلد 1 صفحات 20 تا 25 را نقل می کنیم. آيتی – به موجب اشاره شما پدر ميرزا حسينعلی نوری را می گويند وزير بوده اما من از همه درباريان قديم و جديد تحقيق كرده ام و نتوانستم مدركی بر وزارت او به دست آورم و خيلی ميل دارم اين موضوع هم مكشوف شود كه مقصود از اين شايعه بی حقيقت چيست و چرا بايد صاحب يک همچو داعيه به استخوان پدر افتخار كند؟

آواره – اینکه اصرار دارند كه حسینعلی بهاء را از خاندان وزارت معرفی نمايند و مخصوصاً عبدالبهاء عباس سودا و وسواسی در اين باب بر سر داشت و القاء می كرد كه پدر جمال مبارک از وزراء دربار محمد شاه بود، اين القائات متدرجاً به قسمی شايع شده كه خيلی از مردم را به شبهه انداخته و گمان كرده اند كه ميرزا بزرگ واقعاً شخص بزرگی بوده

و اخیراً رؤسای بهائی و آقایان محترم به درجه وزارت هم قانع نشده و به اهالی آمريكا القاء كرده اند كه او شاهزاده بوده چنانکه در بعضی نوشتجات که در واقع نویسده اش یکی از رؤسای عکا بوده ولی صورت یک نفر آمریکائی آن را نگاشته كلمه پرنس را در حق ميرزا حسينعلی تكرار نموده و به قول ادوارد براون ديگر اين يک غلط كاری است كه ساير مغالطات ايشان را هم مفتضح خواهد ساخت. خيلی غريب است كه يک مدعی مقام روحانيت خيلی برجسته اين قدر به شئونات ظاهره پايبند باشد! آيا تعجب نيست كه يک نفر صاحب داعيه الوهيت از طرفی بخواهد خود را عالی نسبت قلمداد نموده به استخوان پدر خود افتخار كند كه پدرم وزير فلان سلطان بوده و از طرفی پسرش عبدالبهاء هم بر قدم پدر مشی كرده با آن زمينه سازی ها كه ژنرال آلمبی و مژرتودر پول را خسته كردند لقب سِر از دولت انگليس تقاضا كرده لقب و نشان را علامت مقام و شان خود شناخته برای آن جشن بگيرند و صدای ساز و طنبور بلند كرده و خود نمائی نمايند و عكس بردارند؟

همان عكس را كه عبدالبهاء با ژنرال آلمبی و صاحب منصبان انگليس برداشته در حاليكه نشان و فرمان دولت انگليس روی ميز است اكنون در منزل اغلب بهائيان حاضر است و گويا نمايش می دهند كه هان ای اهل عالم اينست عبدالبهاء که پدر خود را خدا و خويش را مربی و معلم روحانی معرفی می كند ببينيد چگونه در آستان اعلی حضرت ژرژ پنجم خود را ذليل كرده و دست ادب بر سينه نهاده و به شأنی كه عكس ژرژ خود را حائز است افتخار می نمايد. در واقع اگر همه مسلمين و بهائيت مليونها خرج می كردند كه دنيا پرستی عباس افندی و عائله اش را به اهل عالم ثابت كنند به اين درجه ممكن نبود و اينست تائيدات ملكوت أبهی كه حقيقت را برای اهل بصیرت (نه أغنام) واضح و روشن می سازد و بايست تشكر از مأمورين دولت انگليس كرد كه فی الواقع بهائيت را آن طور كه بود از پرده خفا بيرون و به اهل عالم نشان دادند!.

باری برويم بر سر مطلب. اين اصراری كه بهائيان دارند كه بهاء و خاندانش را به سلسله وزراء منسوب دارند و اخيراً حتی به كلمه پرنس در حقش قائل شده اند هر مطلبی را بر اهل حقيقت روشن و مبرهن می سازد و كالشمس فی وسط السماء واضح می دارد كه اينان ابداً در فكر روحانيت نبوده مادی صرف و طبيعی بحت باشند و به نام روحانيت استفاده نموده بر اثر حماقت و بلاهت معدودی هم تا كنون قدمی چند به سرمنزل مقصود رفته اند و الا اگر اينها روحانی بودند نه كاری به وزارت پدر خود داشتند و نه سلطنت ژرژ پنجم انگلستان. حال ببينيم با اين تعلقات كه حضرات به شئون ظاهره دارند و خود را وزيرزاده می شمارند اين بزرگ زادگی را چه مايه است و وزارت آقای ميرزا بزرگ نوری در چه پايه است؟ هر چند ميرزا بزرگ پدر حسینعلی بهاء مردی مسلمان بوده و در احيان آئينگری و مغالطه كاری پسرانش در حيات نبوده و ما هم نمی خواهيم گناهی بر او وارد سازيم و به انتقاد از او بپردازيم ولی از بيان حقيقت و حفظ تاريخ ناگزيريم تا در آتيه كسی تصور ننمايد كه اهل بهاء مغالطه كردند و چندان موثر افتاد كه حتی كسی در صدد كشف و بيان حقيقت بر نيامد.

بنابر تحقيقات عميقه و اطلاعات دقيقه ميرزا بزرگ نوری بر خلاف شايعات منتشره از قبل بهائيان اصلاً وزير و وزيرزاده نبوده بلكه به مقام وزارت هم نزديک نشده پدرانش كه چندان نام و نشان و اسم و رسمی نداشته در نور مازندران می زيسته اند و در طبقه دوم و سوم واقع بوده اند برجسته ترين مردان اين خاندان همان ميرزا بزرگ است كه اسم اصلی او ميرزا عباس و چون بنام جدش ناميده شده به ميرزا بزرگ ملقب گشته و در واقع عباس عبدالبهاء عباس سوم از آن خاندان است.

تنها چيزی كه ميرزا بزرگ را از ساير مردان آن خانواده بزرگتر معرفی كرده خط و انشاء او بود و نخستين قدمی كه آن مرحوم به سمت ترقی و تعالی برداشته قدم هائی است كه در مسافرت كرمان بدان طی مسافت نموده و آخرين ترقی او همان بوده است لاغير. و شرح آن از اين قرار است كه چون الله وردی ميرزا پسر فتحعلی شاه به حكومت كرمان منصوب شد ميرزا بزرگ نوری به وسائلی چند خود را به او نزديک كرده خط و انشاء خويش را به او نمايش داده تقاضای رجوع خدمتی نموده و بالاخره به سمت نويسندگی و انشاء معرفی شده منشی الله وردی ميرزا شد و حتی شنيده نشده است كه مقام منشی باشی كه دائر مدار رياست كابينه حكومتی است به اصطلاح امروز به او داده شده باشد.

فقط چيزی كه مسلم است اين است كه در مدت اقامت كرمان و انجام خدمت انشاء از طرف شاهزاده مذكور رجوعاتی در كرمان به او شده كه دخل هائی را ايجاب و ايجاد نموده بالاخره دارای يكی دو قطعه ملک و آبادی شد و پس از مراجعت از سفر كمان نسبتاً روزگاری خوشتر از روزگار پيشين يافته از گمنامی مطلق بيرون آمد و با درباريان اندک آشنائی يافته آمد و شدی می كرد و گاهی هم سرمشقی به اطفال بزرگان می داد.


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما