تثلیث، توحید، تکثر
مسیحیان با معرفی لوگوس (دومین شخص تثلیث) قصد داشتند، شکاف هستی شناختی بین خدا و ماده را با موجودی واسطه ای که خود در الوهیت ادغام شده بود، برطرف کنند.
آموزه ی تثلیث تلاشی برای آشتی «accommodate» طرفداران کتاب مقدسیِ خط روشن «Bright Line » با حامیانِ سنت یونانیِ زنجیره ی طویل هستی «Great Chain of Being » بود.
عیسی با عنوان لوگوس (یک موجود الهیِ واسطه ای «mediating divine being» که جهان مادی را آفرید) در نظر گرفته شد. یهودیان به خاطر گسترش توحید می خواستند همه موجودات الهی را در خدای واحد خلاصه کنند.
یونانیان می خواستند با موجوداتی واسطه ای، شکاف هستی شناختی بین جهان مادی و واقعیت متعالی فراتر از آن را پر کنند. مسیحیان با معرفی لوگوس (دومین شخص تثلیث) که در مسیح، تجسم یافته بود، قصد داشتند، شکاف هستی شناختی «ontological gap» را با موجودی واسطه ای که خود در الوهیت ادغام شده بود، برطرف کنند و دغدغه ی متافیزیکی یونانیان و یهودیان را برآورند.
_________________
https://iep.utm.edu/trinity/
مطالب مرتبط
هویت نسبی به جای هویت مطلق؛ راهکار توجیه تجسم عقل را با تجسد، چه کار؟! خدای پدر، بدون خدای پسر از پس کار بر می آید تثلیث زاینده بدعت ها سابوردنیسم (تبعیت گرایی) پیامد شخص پرستی گروهی (تثلیث اجتماعی) توجیه تجسم استامپ، شبیه طنزِ جدی مارک تواین ناتوان کردنِ توانایی برای توانا کردنِ ناتوانی