هویت نسبی به جای هویت مطلق؛ راهکار توجیه تجسم
یک راهکار شنیدنی برای رفع تعارض روايت کلسدون از تجسم با قانون عدم تناقض، عبور از تبيين همه يا هيچ از هويت "the all-or-nothing account of identity" که با اصل نا متمايز بون همانندها "the indiscernibility of identicals" بيان مي شود، است.
با توجه به قانون عدم تناقض و نا متمايز بودن همانندها، در واقع دشوار است که ببينيم چگونه عيسي ناصري مي تواند، همان خداي پسر باشد. فرض کنيد عيسي، با قدرت محدود و خدای پسر، ذاتا قادر مطلق است. بنا به قانون عدم تناقض ممکن نیست که عيسي داراي قدرت نامحدود و محدود باشد و همچنين نا ممکن است، که خداي پسر داراي قدرت محدود و نامحدود باشد؛ اصل نا متمايز بودن همانندها هم مستلزم آن است که عيسي داراي قدرتي نامحدود باشد تا بتواند همان خداي پسر باشد و خداي پسر هم داراي قدرت محدودي باشد تا همان عيسي شود.
بنابراين به نظر مي رسد که پذيرش قانون عدم تناقض و اصل نا متمايز بودن همانندها، اين ديدگاه کلسدوني، که يک فرد واحد مي تواند هم واقعاً الهي و هم واقعاً انساني باشد، را رد می کند؛ بنابراين، اگرما بخواهيم روايت کلسدون را تأييد و قانون عدم تناقض را حفظ کنيم، منطقي است که تبيين همه يا هيچ از هويت که با اصل نا متمايز بون همانندها بيان مي شود، رد شود.
_________
https://iep.utm.edu/incarnat/#SSH3ci