مرســـــــلون

بانک محتوای مذهبی مرسلون
MORSALUN.IR

خانه مطالب فضیلت و مصیبت؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان
امتیاز کاربران 5.0

تولیدگر متن

علی بهاری هستم. از تاریخ 25 اردیبهشت 1394 کنشگری رو شروع کردم و همواره سعی کردم بهترین باشم. در این مسیر آموزش های لازم را پیگیری و از اساتید و مشاوران در تولید محتوا استفاده می کنم. من در نقش تولیدگر با قالب های تولیدگر متن تولید محتوا می کنم.
من در مرسلون تعداد 520 مطلب دارم که خوشحال میشم شما هم ذیل مطالبم نظر بنویسید و امتیاز بدید تا بتونم قوی تر کار کنم.


محیط انتشار
مخاطب
0 0
فضیلت و مصیبت؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان

با 0 نقد و بررسی | 0 نظر | 0 دانلود | ارسال شده در تاریخ دوشنبه, 05 دی 01

فضیلت و مصیبت:


تحفه هند
(گزیده خاطرات سفر به هندوستان - شهریور 97)

بنی فاطمه در لکنهو!

آن روز بنا شد یکی از دوستان خوش‌صدای گروه (آقای پاک‌نژاد) در حسینیه آصفی لکنهو – بزرگ‌ترین حسینیه جهان که به دست یک ایرانی ساخته شده است - مداحی کند. این حسینیه خودش یکی از عجایب است. در سراسر سالن بزرگش، ستونی کار نشده است و واقعا نبوغ معمار ایرانی‌اش را می‌رساند. در ابتدای در ورودی حسینیه آصفی چند عکس بزرگ از رهبر انقلاب، آیت الله سیستانی، امام خمینی، سید حسن نصرالله و برخی دیگر از شخصیت‌های شیعه از جمله خود سید کلب الجواد توجه‌مان را جلب کرد. وارد جلسه شدیم و پای سخنرانی خطیب پرشور نشستیم. مثل دیروز با فریاد سخنرانی می‌کرد و مردم هم با فریادهای «نعره حیدری» و «یاعلی» محتوای کلامش را تایید می‌کردند. در گفتگوی خصوصی که با این سخنران محترم داشتیم به ما گفت من شیعه‌ام و برای جذب اهل سنت تقیه می‌کنم!

جالب توجه است که آن جا منبرهایشان را به دو بخش فضیلت و مصیبت تقسیم می‌کنند. یعنی نیمه اول را فضیلت می‌گویند و سپس مصیبت می‌خوانند. چه این که مصیبت بعد از شنیدن فضیلت مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرد.

پس از سخنرانی، نوبت به نوحه‌خوانی دوست‌مان رسید. با توجه به این که در هندوستان معمولا آواهای زیبای مداحان ما وجود ندارد، مداحی‌اش بسیار مورد توجه قرار گرفت. مردم واقعا حظ بردند و این را می‌شد از واکنش‌هایشان بعد از مراسم به روشنی دید: از عکس با مداح محترم بگیرید تا احترام فوق العاده و تعارف‌های پی در پی! البته این‌ها همه ماجرا نبود. به خاطر شباهت چهره‌اش با سید مجید بنی فاطمه، او را با سید اشتباه گرفتند و همین باعث احترام بیشتر شد!

شب تاسوعا با بدل سید مجید! تصمیم گرفتیم به بیرون برویم و عزاداری مردم را از نزدیک ببینیم. یکی از جوانان مراسم ظهر، سید مجید را دید و شناخت. به زور به ما سیب و نوشیدنی داد که البته آقای پاک‌نژاد گفت: «چون این رو به عنوان بنی فاطمه به من دادن شبهه‌ناکه و من لب نمی‌زنم» من هم سهم خود و ایشان را به چند کودک بانمک هندی بخشیدم. علی برکة الله!


نظرات 0 نظر

شما هم نظری بدهید
پرونده های ویژه نقد و بررسی آثار شبکه تولیدگران
تمامی حقوق برای تیم مرسلون محفوظ است | 1400 - 2021 ارتباط با ما