تحفه هند
(گزیده خاطرات سفر به هندوستان - شهریور 97)
افراطیگری!
رسم زیبای مردم لکنهو این است که تاسوعا و عاشورا را از شب تا صبح عزاداری میکنند. مردم آن دیار، محرم و صفر را بسیار باشکوه برگزار میکنند. یادم هست با یکی از جوانانشان که صحبت میکردیم میگفت: «مردم اینجا در دو ماه محرم و صفر تقریبا چیزی نمیخرند.» یا از دیگری وقتی درباره کیفیت و قیمت کالاهای لکنهویی پرسیدم، میگفت: «کیفیت و قیمتشان خوب است اما اگر نفست به تو اجازه میدهد در این ایام خرید کنی برو بخر!!» که نشان از تعظیم فوق العاده آنان نسبت به شعائر حسینی داشت. در عزاداریهای لکنهو، یکی از چیزهایی که توجه آدم را به خودش جلب میکرد، حضور پررنگ و پرتعداد نیروهای پلیس هندوستان بود. با برخی شیعیان که صحبت کردیم میگفتند: «به خاطر تامین امنیت مردم از شر وهابیهاست» و وقتی از فعالیتهای وهابیها در لکنهو پرسیدیم، پاسخ دادند: «هستند ولی جرات نمیکنند کاری کنند!» البته من شخصا نتوانستم بپذیرم این حجم از نیروهای امنیتی فقط برای جلوگیری از تروریسم وهابی است. چه بسا در پوشش مهار سلفیهای افراطی میخواستند مراسمهای شیعی را هم کنترل کنند تا مبادا کسی بخواهد از پرچم و شعار حسینی، تحرک سیاسی کلید بزند. رابطه سید کلب الجواد اما با دولت هندوستان، سازنده به نظر میرسید. عکس دیدارش با نخست وزیر هند آقای «مودی» را یکی از دوستان هندی به ما نشان داد. امری که البته به خودی خود نه تنها نقطه ضعف محسوب نمیشود که به نظر من نقطه قوت مهمی است؛ او توانسته بود با استفاده از همین روابط، پرچم تشیع را افراشته و شیعیان را از حواشی به دور نگاه دارد.
به هر حال آن شب (شب تاسوعا) از ساعت دوازده شب تا نزدیک اذان صبح کنار مردم بودیم و صحنههای جالبی دیدیم: مثلا یک عَلم تک شاخهای که مردم با دیدنش شدیدا متاثر میشدند و میگریستند و بر سر این که چه کسی آن را حمل کند دعوا بود یا اسب سفیدی که به یاد ذو الجناح امام حسین علیه السلام زینت شده بود و مردم به نیت تبرک به آن دست میکشیدند. به طور کلی نمادگرایی میان شیعیان هند و پاکستان موج میزند. به نظر میرسد به مفاهیم انتزاعی و ذهنی خیلی علاقهمند نیستند و ترجیح میدهند مفاهیم دینی را به صورت ملموس درک و احساس کنند. جالب اینجاست که این مساله ظاهرا اختصاصی به هندیها و پاکستانیهایی که در این دو کشور زندگی میکنند ندارد و بر اساس خاطرات حجت الاسلام دکترهمازاده ابیانی از امریکا، شیعیان هندی و پاکستانی ساکن امریکا را هم در برمیگیرد. شاید همین نماد پرستی و ظاهرگرایی باعث شده بود روحانی سیدی که هیاتش در لکنهو را بر اساس اندیشههای شهید مطهری اداره میکرد نتواند جمعیت زیادی را به مراسمش جذب کند و حتی میگفت: «برخی از شیعیان افراطی، عکس شهید مطهری را به آتش کشیدهاند.» احتمالا به خاطر حماسه حسینی!
این قبیل رفتارهای رادیکال و ظاهر پرستانه، نیازمند تحلیلی جدی در شاخه جامعه شناسی دینی است که جا دارد متخصصان فن به آن بپردازند.
مطالب مرتبط
تعامل با گدایان(لکنهو2)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان تکدی گری(لکنهو 3)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان استقرار در لکنهو؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان مارمولک ایرانی؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان حسینیه آصفی؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان فضیلت و مصیبت؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان تحفه هند (عزادرای)؛ دخاطرات سفر تبلیغی به هندوستان تحفه هند(مدارای مردمی)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان تحفه هند(بازگشت به وطن 1)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان تحفه هند(بازگشت به وطن 2)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان ایستگاه قطار(لکنهو1)؛ خاطرات سفر تبلیغی به هندوستان